sycophanted

[ایالات متحده]/ˈsɪkəfæntɪd/
[بریتانیا]/ˈsɪkəfæntɪd/

ترجمه

n. کسی که تملق می‌گوید یا خود را به طریقی محبوب می‌کند تا محبوبیت کسب کند؛ کسی که به طور بدخواهانه گزارش می‌دهد یا افترا می‌زند
adj. ویژگی‌های یک تملق‌گو

عبارات و ترکیب‌ها

sycophanted to

مورد تملق قرار دادن

sycophanted excessively

به شدت مورد تملق قرار دادن

sycophanted openly

به طور آشکار مورد تملق قرار دادن

sycophanted for

برای مورد تملق قرار دادن

sycophanted heavily

به شدت مورد تملق قرار دادن

sycophanted around

مورد تملق قرار دادن در اطراف

sycophanted behind

پشت سر مورد تملق قرار دادن

sycophanted constantly

به طور مداوم مورد تملق قرار دادن

sycophanted quietly

به طور پنهانی مورد تملق قرار دادن

جملات نمونه

he sycophanted to his boss to get a promotion.

او برای گرفتن ترفیع به رئیس خود چاپلوسی کرد.

many sycophanted around the powerful leader.

بسیاری از افراد برای جلب رضایت رهبر قدرتمند چاپلوسی کردند.

she sycophanted to gain favor with her colleagues.

او برای جلب نظر همکاران خود چاپلوسی کرد.

the politician sycophanted to wealthy donors.

سیاستمدار برای جلب رضایت اهداکنندگان ثروتمند چاپلوسی کرد.

he sycophanted excessively during the meeting.

او در طول جلسه به طرز افراطی چاپلوسی کرد.

she sycophanted in hopes of receiving a raise.

او با این امید که افزایش حقوق دریافت کند، چاپلوسی کرد.

the employee sycophanted to impress the new manager.

کارمند برای تحت تاثیر قرار دادن مدیر جدید چاپلوسی کرد.

he sycophanted to avoid conflict in the office.

او برای جلوگیری از درگیری در دفتر چاپلوسی کرد.

they sycophanted to secure their positions.

آنها برای حفظ موقعیت خود چاپلوسی کردند.

she sycophanted to climb the corporate ladder.

او برای بالا رفتن از نردبان سازمانی چاپلوسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید