syllabus

[ایالات متحده]/'sɪləbəs/
[بریتانیا]/'sɪləbəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طرح تدریس؛ خلاصه؛ برنامه درسی.

جملات نمونه

Have you got next year’s syllabus?

آیا برنامه درسی سال آینده را دارید؟

the syllabus has deadened the teaching process.

برنامه درسی روند آموزش را خفه کرده است.

The syllabus for the course includes reading assignments and project deadlines.

برنامه درسی این دوره شامل تکالیف و مهلت تحویل پروژه است.

Students are required to follow the syllabus and complete all assignments on time.

از دانش‌آموزان خواسته می‌شود که به برنامه درسی پایبند باشند و تمام تکالیف را به موقع انجام دهند.

The syllabus outlines the topics that will be covered during the semester.

برنامه درسی موضوعاتی را که در طول ترم پوشش داده می‌شوند، مشخص می‌کند.

Before the course begins, the professor will distribute the syllabus to all students.

قبل از شروع دوره، استاد برنامه درسی را بین تمام دانش‌آموزان توزیع خواهد کرد.

It is important for students to review the syllabus carefully to understand course expectations.

برای درک انتظارات دوره، مهم است که دانش‌آموزان به دقت برنامه درسی را بررسی کنند.

The syllabus provides information on grading criteria and class policies.

برنامه درسی اطلاعاتی در مورد معیارهای نمره دهی و قوانین کلاس ارائه می‌دهد.

Teachers often update the syllabus to reflect any changes in the course schedule.

معلمان اغلب برنامه درسی را برای انعکاس هرگونه تغییر در برنامه درسی به‌روز می‌کنند.

Students should refer to the syllabus for guidance on course requirements.

دانشجویان باید برای راهنمایی در مورد الزامات دوره به برنامه درسی مراجعه کنند.

The syllabus serves as a roadmap for the course, outlining the topics and assignments to be covered.

برنامه درسی به عنوان یک نقشه راه برای دوره عمل می‌کند و موضوعات و تکالیفی را که باید پوشش داده شوند، مشخص می‌کند.

At the beginning of the semester, students receive a copy of the syllabus outlining course details.

در ابتدای ترم، دانشجویان کپی از برنامه درسی را دریافت می‌کنند که جزئیات دوره را شرح می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

You know you're not like providing like, a syllabus to life.

شما نمی‌دانید که مثل ارائه یک برنامه درسی برای زندگی نیست.

منبع: Idol speaks English fluently.

Could you get some syllabi for some of those folks back there?

آیا می‌توانید چند برنامه درسی برای برخی از افرادی که آنجا هستند تهیه کنید؟

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

We don't... We just do one syllabus, one standard, you survive or you die.

ما انجام نمی‌دهیم... ما فقط یک برنامه درسی، یک استاندارد داریم، شما زنده می‌مانید یا می‌میرید.

منبع: BBC documentary "Chinese Teachers Are Coming"

The syllabus doesn't really say a whole lot.

برنامه درسی واقعاً چیزهای زیادی نمی‌گوید.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

The syllabus is going around the class.

برنامه درسی در حال گردش در کلاس است.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

No, the syllabus is a contract with them.

نه، برنامه درسی یک قرارداد با آنهاست.

منبع: the chair

That being said, you shouldn't blindly buy every textbook listed in the syllabus.

با این حال، نباید کورکورانه هر کتاب درسی فهرست شده در برنامه درسی را خریداری کنید.

منبع: School has started!

And if you are the teacher of a course, you have to create the course, create a syllabus.

و اگر شما معلم یک دوره هستید، باید دوره را ایجاد کنید، یک برنامه درسی ایجاد کنید.

منبع: Dad teaches you grammar.

But today plants are not really on the medical syllabus.

اما امروزه گیاهان واقعاً در برنامه درسی پزشکی نیستند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American August 2023 Compilation

This is from the Love Through the Ages poetry syllabus paper.

این از مقاله برنامه درسی شعر عشق در طول زمان آمده است.

منبع: Appreciation of English Poetry

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید