symphonists

[ایالات متحده]/ˈsɪmfənɪst/
[بریتانیا]/ˈsɪmfənɪst/

ترجمه

n. یک آهنگساز یا نویسنده سمفونی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

great symphonist

خوش‌نویس ارکستر بزرگ

famous symphonist

ارکسترس مشهور

talented symphonist

ارکسترس با استعداد

renowned symphonist

ارکسترس مشهور

legendary symphonist

ارکسترس افسانه‌ای

modern symphonist

ارکسترس مدرن

classic symphonist

ارکسترس کلاسیک

emerging symphonist

ارکسترس نوظهور

notable symphonist

ارکسترس قابل توجه

influential symphonist

ارکسترس تأثیرگذار

جملات نمونه

the symphonist composed a beautiful melody for the orchestra.

سازبندی یک ملودی زیبا برای ارکستر ساخت.

as a symphonist, he is known for his innovative use of instruments.

او به عنوان سازبندی به دلیل استفاده نوآورانه از سازها شناخته شده است.

the symphonist's latest work premiered at the concert hall.

آخرین اثر سازبندی در تالار کنسرت به نمایش درآمد.

many consider him the greatest symphonist of the 21st century.

بسیاری او را بزرگترین سازبندی قرن بیست و یکم می دانند.

the symphonist collaborated with several famous soloists.

سازبندی با چندین نوازنده برجسته همکاری کرد.

her passion for music led her to become a symphonist.

اشتیاق او به موسیقی باعث شد او به سازبندی تبدیل شود.

the symphonist was inspired by nature for his latest composition.

سازبندی برای آخرین قطعه خود از طبیعت الهام گرفت.

audiences were captivated by the symphonist's powerful performance.

مخاطبان از اجرای قدرتمند سازبندی مجذوب شدند.

the symphonist's symphony was performed by a renowned orchestra.

سمفونی سازبندی توسط یک ارکستر مشهور اجرا شد.

he studied under a famous symphonist during his music education.

او در طول تحصیلات موسیقی خود تحت نظر یک سازبندی مشهور تحصیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید