systemization

[ایالات متحده]/ˌsɪstəmɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌsɪstəˈmaɪˌzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند سازماندهی یا ساختاربندی یک سیستم

عبارات و ترکیب‌ها

systemization process

فرآیند سیستم‌سازی

systemization strategy

استراتژی سیستم‌سازی

systemization approach

رویکرد سیستم‌سازی

systemization model

مدل سیستم‌سازی

systemization plan

برنامه سیستم‌سازی

systemization framework

چارچوب سیستم‌سازی

systemization method

روش سیستم‌سازی

systemization guidelines

دستورالعمل‌های سیستم‌سازی

systemization tools

ابزارهای سیستم‌سازی

systemization benefits

مزایای سیستم‌سازی

جملات نمونه

the systemization of processes can improve efficiency.

سیستم‌سازی فرآیندها می‌تواند کارایی را بهبود بخشد.

systemization helps in organizing data effectively.

سیستم‌سازی به سازماندهی موثر داده‌ها کمک می‌کند.

we need to focus on the systemization of our workflow.

ما باید بر سیستم‌سازی گردش کار خود تمرکز کنیم.

systemization can lead to better resource management.

سیستم‌سازی می‌تواند منجر به مدیریت بهتر منابع شود.

the systemization of information is crucial for decision-making.

سیستم‌سازی اطلاعات برای تصمیم‌گیری بسیار مهم است.

effective systemization reduces redundancy in tasks.

سیستم‌سازی موثر، افزونگی در وظایف را کاهش می‌دهد.

systemization of training programs enhances learning outcomes.

سیستم‌سازی برنامه‌های آموزشی، نتایج یادگیری را بهبود می‌بخشد.

through systemization, we can streamline our operations.

از طریق سیستم‌سازی، می‌توانیم عملیات خود را ساده کنیم.

systemization is essential for scaling a business.

سیستم‌سازی برای مقیاس‌بندی یک کسب و کار ضروری است.

the company invested in systemization to boost productivity.

شرکت برای افزایش بهره‌وری در سیستم‌سازی سرمایه‌گذاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید