systolic

[ایالات متحده]/si'stɔlik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فاز انقباض ضربان قلب.

عبارات و ترکیب‌ها

systolic blood pressure

فشار خون سیستولیک

systolic heart failure

نارسایی قلبی سیستولیک

systolic pressure

فشار شریانی

جملات نمونه

To investigate the chronic terminal ileitis ileocecal valve systolic and diastolic function and its significance.

بررسی عملکرد سیستمیک و دیاستولیک دریچه ایلئوسکوکال در ایلئیت مزمن انتهایی و اهمیت آن.

The doctor measured the patient's systolic blood pressure.

پزشک فشار خون سیستمیک بیمار را اندازه گیری کرد.

High systolic blood pressure is a risk factor for heart disease.

فشار خون سیستمیک بالا یک عامل خطر برای بیماری قلبی است.

The systolic phase of the cardiac cycle is when the heart contracts.

فاز سیستمیک چرخه قلبی زمانی است که قلب منقبض می شود.

Systolic dysfunction can lead to heart failure.

اختلال عملکرد سیستمیک می تواند منجر به نارسایی قلبی شود.

A systolic murmur may indicate a heart valve problem.

ناله سیستمیک ممکن است نشان دهنده مشکل دریچه قلبی باشد.

The athlete's systolic blood pressure increased during intense exercise.

فشار خون سیستمیک ورزشکار در طول ورزش شدید افزایش یافت.

Systolic pressure is the top number in a blood pressure reading.

فشار سیستمیک عدد بالایی در یک تست فشار خون است.

The systolic function of the heart is crucial for pumping blood efficiently.

عملکرد سیستمیک قلب برای پمپاژ کارآمد خون بسیار مهم است.

A systolic ejection click may be heard in certain heart conditions.

یک کلیک اخراج سیستمیک ممکن است در شرایط خاص قلبی شنیده شود.

Regular exercise can help lower systolic blood pressure.

ورزش منظم می تواند به کاهش فشار خون سیستمیک کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید