tabby

[ایالات متحده]/'tæbɪ/
[بریتانیا]/'tæbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پارچه با بافت ساده، گربه‌ای با پوشش لکه‌دار
v. موجب ایجاد موج یا تلاطم در چیزی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

tabby cat

گربه مخطط

tabby pattern

الگوی مخطط

gray tabby

گربه مخطط خاکستری

جملات نمونه

There had been much controversy concerning the genetics of unpatterned tabbies in the American Shorthair (ASH) breed.

بحث‌های زیادی در مورد ژنتیک گربه‌های مخطط‌دار در نژاد گربه آمریکایی (ASH) وجود داشته است.

The tabby cat chased after a mouse.

گربه مخطط قهوه‌ای به دنبال موش دوید.

She adopted a cute tabby kitten from the shelter.

او یک توله گربه مخطط قهوه‌ای دوست داشتنی را از پناهگاه به فرزندی گرفت.

The tabby pattern on the cat's fur was unique.

الگوی مخطط قهوه‌ای روی خز گربه منحصر به فرد بود.

I prefer tabby cats over other breeds.

من ترجیح می‌دهم گربه‌های مخطط قهوه‌ای را به سایر نژادها.

The tabby cat napped in the sunbeam.

گربه مخطط قهوه‌ای در پرتو آفتاب چرت زد.

She found a lost tabby cat and returned it to its owner.

او یک گربه مخطط قهوه‌ای گم شده پیدا کرد و آن را به صاحبش بازگرداند.

The tabby cat purred contentedly as it was petted.

گربه مخطط قهوه‌ای با رضایت خرخر کرد، زیرا نوازش شد.

Tabby cats are known for their playful personalities.

گربه‌های مخطط قهوه‌ای به خاطر شخصیت‌های بازیگوششان شناخته شده‌اند.

The tabby cat's whiskers twitched with curiosity.

سبیل‌های گربه مخطط قهوه‌ای با کنجکاوی تکان خوردند.

He chose a tabby cat as his new pet.

او یک گربه مخطط قهوه‌ای را به عنوان حیوان خانگی جدید خود انتخاب کرد.

نمونه‌های واقعی

Like where you can have a latte with a tabby.

جایی که می‌توانید با یک گربه مخطط یک لاته بنوشید.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

MJ the tabby rides on her owner's shoulder when he delivers packages.

MJ گربه مخطط روی شانه صاحبش سوار می‌شود وقتی بسته‌ها را تحویل می‌دهد.

منبع: AP Listening Collection May 2013

Pookie named the Siamese and tabby mix Nala after a lead character in the Lion King.

پوکی یک ترکیب سیامی و گربه مخطط به نام Nalا را پس از یک شخصیت اصلی در شیرشاه نامگذاری کرد.

منبع: VOA Standard English Entertainment

" Fancy seeing you here, Professor McGonagall." He turned to smile at the tabby, but it had gone.

«چه خوب دیدنت اینجا، پروفسور مک‌گونگال.» او برای لبخند زدن به گربه مخطط چرخید، اما رفته بود.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

There was a tabby cat standing on the corner of Privet Drive, but there wasn't a map in sight.

یک گربه مخطط در گوشه خیابان Privet ایستاده بود، اما نقشه ای در آنجا نبود.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

They're keeping close tabbies on it and donating it to a good claws.

آنها به دقت در حال نظارت بر آن هستند و آن را به پنجه های خوب اهدا می کنند.

منبع: CNN 10 Student English September 2017 Collection

It revealed that tabby markings—the blotches on some house cats—didn’t come along until the Middle Ages.

این نشان داد که علائم گربه مخطط - لکه های روی برخی از گربه های خانگی - تا قرون وسطی ظاهر نشدند.

منبع: SciShow Collection

And proud young Kate, the enchanted princess, came in to see what the old tabbies wanted now.

و کیت جوان و مغرور، شاهدزاده افسون شده، وارد شد تا ببیند اکنون گربه‌های مخطط پیر چه می‌خواهند.

منبع: Garden Party (Part 1)

The researchers checked the DNA for a genetic marker that's known to produce a blotched tabby pattern.

محققان DNA را برای یک نشانگر ژنتیکی که مشخص است الگوی لکه دار گربه مخطط تولید می کند، بررسی کردند.

منبع: Nature Magazine: Zoology

This pattern is common in house cats today, but isn't seen in wildcats; they have a mackerel-like tabby pattern.

این الگو امروزه در گربه های خانگی رایج است، اما در گربه های وحشی دیده نمی شود؛ آنها یک الگوی گربه مخطط مانند ماهی دارند.

منبع: Nature Magazine: Zoology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید