tableland

[ایالات متحده]/'teɪb(ə)llænd/
[بریتانیا]/'tebllænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دشت بلند؛ فلات.

جملات نمونه

The tableland offered stunning views of the surrounding landscape.

فلات زمین منظره‌ای خیره‌کننده از مناظر اطراف را ارائه می‌داد.

We hiked across the tableland to reach the summit of the mountain.

ما برای رسیدن به قله کوه از میان فلات زمین پیاده‌روی کردیم.

The tableland was covered in a blanket of wildflowers.

فلات زمین با انبوهی از گل‌های وحشی پوشیده شده بود.

Shepherd often grazed their sheep on the tableland during the summer months.

چوپانان اغلب در ماه‌های تابستان گوسفندان خود را در فلات زمین چرا می‌کردند.

The tableland was a perfect spot for a picnic with its flat surface and scenic views.

فلات زمین با سطح صاف و مناظر دیدنی، مکانی عالی برای پیک‌نیک بود.

The tableland was dotted with small villages and farms.

فلات زمین با روستاهای کوچک و مزارع پوشیده شده بود.

Birdwatchers flocked to the tableland to observe rare species of birds.

ناظران پرندگان برای مشاهده گونه‌های نادر پرندگان به فلات زمین هجوم آوردند.

The tableland was a haven for wildlife, with diverse habitats supporting a variety of species.

فلات زمین پناهگاهی برای حیات وحش بود، با زیستگاه‌های متنوع که از انواع مختلف گونه‌ها پشتیبانی می‌کرد.

The tableland was once home to a thriving civilization that left behind ancient ruins.

فلات زمین زمانی مأمنای تمدنی شکوفا بود که بقایای باستانی از خود به جا گذاشته بود.

Explorers ventured into the tableland in search of hidden treasures.

کاوشگران برای یافتن گنج‌های پنهان به فلات زمین وارد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید