tablers

[ایالات متحده]/ˈteɪbləz/
[بریتانیا]/ˈteɪblərz/

ترجمه

n. جمع table; یک نام خانوادگی برای یک فرد (Tabler); یک نام مکان در ایالات متحده (Tabler)

جملات نمونه

the data tables show significant growth in sales.

جداول داده‌ها نشان‌دهنده رشد معناداری در فروش هستند.

she creates detailed tables for financial reports.

او جداول جزئیات‌داری برای گزارش‌های مالی ایجاد می‌کند.

the meeting room has round tables for collaborative work.

این اتاق کنفرانس جداول دایره‌ای برای کار گروهی دارد.

statistical tables help researchers analyze complex data.

جداول آماری به محققان کمک می‌کنند تا داده‌های پیچیده را تحلیل کنند.

the restaurant arranges tables near the window for views.

رستوران جداول را در نزدیکی پنجره برای دید به چیدمان می‌کند.

children learn multiplication tables in elementary school.

کودکان جداول ضرب را در مدرسه ابتدایی یاد می‌گیرند.

the database contains multiple tables with customer information.

پایگاه داده چند جدول با اطلاعات مشتریان را شامل می‌شود.

conference tables seat approximately twelve people comfortably.

جداول کنفرانس تقریباً دوازده نفر را به طور راحتی جای داده می‌کنند.

pivot tables summarize large datasets efficiently.

جداول چرخان داده‌های بزرگ را به طور کارآمد خلاصه می‌کنند.

the designer selected elegant coffee tables for the lobby.

طراح جداول کافی‌تی را برای راهرو انتخاب کرد.

frequency tables display the results of the survey.

جداول فراوانی نتایج پرسش‌نامه را نمایش می‌دهند.

outdoor tables require weather-resistant materials for durability.

جداول بیرونی نیاز به مواد مقاوم در برابر آب و هوا برای دوام دارند.

cross-tabulation tables reveal relationships between variables.

جداول جدول‌بندی متقاطع روابط بین متغیرها را آشکار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید