roundtable

[ایالات متحده]/ˈraʊnˌteɪ.bəl/
[بریتانیا]/ˈraʊnˌteɪ.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک میز گرد؛ غیررسمی
n. یک جلسه یا بحث شامل چند شرکت کننده؛ جلسه میز گرد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

roundtable discussion

بحث گردی

roundtable meeting

جلسه گردی

at the roundtable

در جلسه گردی

roundtable talk

گفت و گوی گردی

join roundtable

به جلسه گردی پیوستن

roundtable format

فرمت گردی

facilitate roundtable

سیستم گردی را تسهیل کردن

roundtable group

گروه گردی

convene roundtable

جلسه گردی را تشکیل دادن

lead roundtable

ریاست جلسه گردی

جملات نمونه

they held a roundtable discussion on climate change.

آنها یک جلسه میز گرد در مورد تغییرات اقلیمی برگزار کردند.

the company organized a roundtable with industry experts.

شرکت یک جلسه میز گرد با متخصصان صنعت برگزار کرد.

a roundtable can be a great way to brainstorm ideas.

یک جلسه میز گرد می‌تواند روش بسیار خوبی برای تولید ایده‌ها باشد.

the participants gathered around the roundtable.

شرکت‌کنندگان حول میز گرد جمع شدند.

we need to have a roundtable discussion with stakeholders.

ما نیاز داریم یک جلسه میز گرد با ذینفعان داشته باشیم.

the roundtable will focus on solutions for the future.

جلسه میز گرد روی راه حل‌های آینده تمرکز خواهد داشت.

a virtual roundtable allows for wider participation.

یک جلسه میز گرد مجازی امکان شرکت گسترده‌تر را فراهم می‌کند.

the roundtable was a productive forum for discussion.

جلسه میز گرد یک فروم مفید برای بحث بود.

the ceo led the roundtable discussion on company strategy.

سرتیم یک جلسه میز گرد در مورد استراتژی شرکت را رهبری کرد.

a roundtable format encourages open and honest dialogue.

فرمت جلسه میز گرد گفت و گوی باز و صادقانه را تشویق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید