taciturnities

[ایالات متحده]/ˌtæsɪˈtɜːnɪtiz/
[بریتانیا]/ˌtæsɪˈtɜrnɪtiz/

ترجمه

n. کیفیت محفوظ بودن یا کم‌حرفی در گفتار

عبارات و ترکیب‌ها

taciturnities abound

حضور فراوان خامی‌مزاجی

taciturnities observed

مشاهده خامی‌مزاجی

taciturnities noted

توجه به خامی‌مزاجی

taciturnities increase

افزایش خامی‌مزاجی

taciturnities arise

ظهور خامی‌مزاجی

taciturnities persist

تداوم خامی‌مزاجی

taciturnities examined

بررسی خامی‌مزاجی

taciturnities explained

توضیح خامی‌مزاجی

taciturnities addressed

رسیدگی به خامی‌مزاجی

taciturnities revealed

افشای خامی‌مزاجی

جملات نمونه

his taciturnities often make it hard for people to understand him.

سکوت‌های او اغلب باعث می‌شود درک او برای مردم دشوار باشد.

in meetings, her taciturnities can be quite distracting.

در جلسات، سکوت‌های او می‌تواند بسیار آزاردهنده باشد.

despite his taciturnities, he is a great listener.

با وجود سکوت‌های او، او یک شنونده‌ی عالی است.

the group's taciturnities created an awkward atmosphere.

سکوت‌های گروه فضایی ناخوشاختار ایجاد کرد.

her taciturnities are often mistaken for disinterest.

سکوت‌های او اغلب به اشتباه به عنوان بی‌علاقه گیری تلقی می‌شود.

his taciturnities can sometimes be misunderstood as arrogance.

سکوت‌های او گاهی اوقات ممکن است به اشتباه به عنوان غرور تلقی شود.

they appreciated his taciturnities during the serious discussions.

آنها در طول بحث‌های جدی از سکوت‌های او قدردانی کردند.

her taciturnities were a sign of her deep thinking.

سکوت‌های او نشانه‌ای از تفکر عمیق او بود.

the teacher noted his taciturnities as a unique trait.

معلم سکوت‌های او را به عنوان یک ویژگی منحصر به فرد یادداشت کرد.

in a world full of noise, his taciturnities stood out.

در دنیایی پر سر و صدا، سکوت‌های او برجسته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید