| جمع | tackrooms |
in the tackroom
در اتاق تجهیزات
the tackroom
اتاق تجهیزات
tackroom door
در اتاق تجهیزات
tackroom keys
کلید اتاق تجهیزات
tackroom supplies
تامین اتاق تجهیزات
enter tackroom
ورود به اتاق تجهیزات
clean tackroom
پاک کردن اتاق تجهیزات
tackroom is clean
اتاق تجهیزات تمیز است
near tackroom
نزدیک اتاق تجهیزات
tackroom floor
زیربنا اتاق تجهیزات
she hung her saddle on a rack in the tack room.
او سadle خود را روی یک قاب در اتاق تجهیزات آویزان کرد.
trainers often hold meetings in the tack room.
مربیان اغلب جلسات خود را در اتاق تجهیزات برگزار می کنند.
please clean the tack room before you leave today.
لطفاً قبل از اینکه امروز رخت کنید، اتاق تجهیزات را تمیز کنید.
a distinct smell of leather filled the small tack room.
بوی چرم متمایزی اتاق کوچک تجهیزات را پر کرده بود.
the tack room is strictly for authorized personnel only.
اتاق تجهیزات فقط برای کارکنان مجاز است.
we need to install better lighting in the tack room.
ما نیاز داریم نورپردازی بهتری در اتاق تجهیزات نصب کنیم.
is there any saddle soap left in the tack room?
آیا هرگونه صابون سadle ای در اتاق تجهیزات باقی مانده است؟
the temperature in the tack room must be controlled.
دما در اتاق تجهیزات باید کنترل شود.
all bridles should be oiled and stored in the tack room.
همه گردنهای اسب باید روغن زده و در اتاق تجهیزات نگهداری شوند.
he locked the tack room door after storing the equipment.
او پس از نگهداری تجهیزات، در اتاق تجهیزات را بست.
our tack room is located at the end of the stable aisle.
اتاق تجهیزات ما در انتهای راهروی ایستگاه اسبها قرار دارد.
students are taught how to organize a tack room properly.
دانشجویان آموزش داده میشوند که چگونه به درستی یک اتاق تجهیزات را سازماندهی کنند.
in the tackroom
در اتاق تجهیزات
the tackroom
اتاق تجهیزات
tackroom door
در اتاق تجهیزات
tackroom keys
کلید اتاق تجهیزات
tackroom supplies
تامین اتاق تجهیزات
enter tackroom
ورود به اتاق تجهیزات
clean tackroom
پاک کردن اتاق تجهیزات
tackroom is clean
اتاق تجهیزات تمیز است
near tackroom
نزدیک اتاق تجهیزات
tackroom floor
زیربنا اتاق تجهیزات
she hung her saddle on a rack in the tack room.
او سadle خود را روی یک قاب در اتاق تجهیزات آویزان کرد.
trainers often hold meetings in the tack room.
مربیان اغلب جلسات خود را در اتاق تجهیزات برگزار می کنند.
please clean the tack room before you leave today.
لطفاً قبل از اینکه امروز رخت کنید، اتاق تجهیزات را تمیز کنید.
a distinct smell of leather filled the small tack room.
بوی چرم متمایزی اتاق کوچک تجهیزات را پر کرده بود.
the tack room is strictly for authorized personnel only.
اتاق تجهیزات فقط برای کارکنان مجاز است.
we need to install better lighting in the tack room.
ما نیاز داریم نورپردازی بهتری در اتاق تجهیزات نصب کنیم.
is there any saddle soap left in the tack room?
آیا هرگونه صابون سadle ای در اتاق تجهیزات باقی مانده است؟
the temperature in the tack room must be controlled.
دما در اتاق تجهیزات باید کنترل شود.
all bridles should be oiled and stored in the tack room.
همه گردنهای اسب باید روغن زده و در اتاق تجهیزات نگهداری شوند.
he locked the tack room door after storing the equipment.
او پس از نگهداری تجهیزات، در اتاق تجهیزات را بست.
our tack room is located at the end of the stable aisle.
اتاق تجهیزات ما در انتهای راهروی ایستگاه اسبها قرار دارد.
students are taught how to organize a tack room properly.
دانشجویان آموزش داده میشوند که چگونه به درستی یک اتاق تجهیزات را سازماندهی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید