girth

[ایالات متحده]/gɜːθ/
[بریتانیا]/ɡɚθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محیط; بند شکم; اندازه‌گیری دور میانه چیزی
vt. احاطه کردن; حلقه زدن
vi. دارای محیط بودن

عبارات و ترکیب‌ها

girth welding

جوشکاری دور

girth weld

جوش دور

جملات نمونه

the four seas that girth Britain.

چهار دریا که بریتانی را احاطه کرده‌اند.

a tree 16 feet in girth 16

یک درخت با محیط 16 فوت و 16

The horse had a wide girth.

اسب محیطی پهن داشت.

He measured the tree's girth with a tape measure.

او محیط درخت را با یک متر اندازه گیری کرد.

The girth of the tree trunk was impressive.

محیط تنه درخت چشمگیر بود.

She tightened the girth on the saddle before riding.

او قبل از سوار شدن، girth را روی زین محکم کرد.

The girth of the waistband was adjustable.

محیط کشمور قابل تنظیم بود.

The girth of the balloon expanded as it filled with hot air.

با پر شدن بالن با هوای داغ، محیط آن منبسط شد.

The girth of the tree stump made it difficult to move.

محیط تنه درخت جابجایی آن را دشوار می کرد.

She struggled to fasten the girth of the backpack.

او برای بستن girth کوله پشتی تلاش کرد.

The girth of the giant pumpkin amazed everyone at the fair.

محیط کدو تنبل غول پیکر همه را در نمایشگاه شگفت زده کرد.

He adjusted the girth of his belt after losing weight.

او بعد از کاهش وزن، محیط کمربند خود را تنظیم کرد.

نمونه‌های واقعی

But maintaining this massive girth means filling up almost constantly.

اما حفظ این حجم عظیم به معنای پر کردن آن تقریباً به طور مداوم است.

منبع: Discovery Channel: Battle of the Dinosaurs

Are yOui saying that Garth has the perfect girth?

آیا شما می‌گویید که گارت دور کمر بی‌نظیری دارد؟

منبع: Sex and the City Season 3

Its height sometimes exceeds sixty feet, while the girth, or distance round the trunk, is often more than twenty feet.

ارتفاع آن گاهی اوقات از شصت فوت بیشتر می‌شود، در حالی که دور کمر یا فاصله دور تنه اغلب بیشتر از بیست فوت است.

منبع: British Students' Science Reader

While a man of Mr. Delancey's girth would not have been able to put on this suit without an assist.

در حالی که مردی با دور کمر آقای دلنسی نمی‌توانست این لباس را بدون کمک بپوشد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

We're not gonna talk about girth? - No.

آیا قرار است در مورد دور کمر صحبت نکنیم؟ - نه.

منبع: Friends Season 3

His ratio of girth to hip flexibility is mesmerizing.

نسبت دور کمر به انعطاف‌پذیری لگن او مسحور کننده است.

منبع: Waste Material Alliance | Community

After a quick check of the girths and straps it’s time to mount up.

پس از بررسی سریع دور کمر و بندها، وقت سوار شدن است.

منبع: Victoria Kitchen

Their bridles, girths and saddles were made of raw skins of animals; their stirrups of a certain kind of wood.

تاج‌ها، دور کمرها و زین‌های آنها از پوست خام حیوانات ساخته شده بود؛ از نوعی چوب.

منبع: Twelve Years a Slave

The burly Juniper, whose girth sometimes more than equals its height, is about as rigid as the rocks on which it grows.

یون پر قوی که گاهی اوقات دور کمر آن بیشتر از ارتفاعش است، به اندازه سنگ‌هایی که روی آن رشد می‌کند، سفت و سخت است.

منبع: The Mountains of California (Part 2)

" Her saddle girth burst whilst she was riding, " said Ser Balman Byrch. " The stableboy should have seen the strap was worn. He has been chastised" .

« در حالی که سوار بود، بند زین او پاره شد،» سر بالمن بیرچ گفت. «پسرک خادمی باید می‌دید که بند کهنه شده است. او توبیخ شده است.»

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید