push tacks
میخهای فشاری
thumb tacks
میخهای ضربهای
tacks board
تخته میخ
tacks map
نقشه میخ
tacks wall
دیوار میخ
tacks pin
میخ سنجاق
tacks holder
نگهدارنده میخ
tacks set
ست میخ
tacks box
جعبه میخ
tacks collection
کلکسیون میخ
she used tacks to hang her artwork on the wall.
او برای آویزان کردن آثار هنری خود روی دیوار از میخ استفاده کرد.
he found some tacks in the drawer to fix the poster.
او چند میخ در کشو پیدا کرد تا پوستر را تعمیر کند.
make sure to use tacks that are strong enough for the job.
مطمئن شوید از میخهایی استفاده میکنید که برای انجام کار به اندازه کافی محکم باشند.
she carefully placed the tacks in a neat row.
او با دقت میخها را در یک ردیف مرتب قرار داد.
he stepped on a tack and yelped in pain.
او روی یک میخ پا گذاشت و از درد ناله کرد.
they used tacks to secure the fabric to the board.
آنها از میخ برای محکم کردن پارچه به تخته استفاده کردند.
she bought a box of colorful tacks for her bulletin board.
او یک جعبه میخ رنگارنگ برای تخته اعلانات خود خرید.
he organized the tacks by color for easy access.
او میخها را بر اساس رنگ مرتب کرد تا به راحتی به آنها دسترسی داشته باشد.
they used tacks to create a map on the wall.
آنها از میخها برای ایجاد یک نقشه روی دیوار استفاده کردند.
she always keeps a supply of tacks in her office.
او همیشه مقداری میخ در دفتر خود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید