tads

[ایالات متحده]/tæd/
[بریتانیا]/tæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار کم; کودک کوچک; پسر کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

a tad

کمی

a tad more

کمی بیشتر

just a tad

فقط کمی

tad bit

کمی

tad too much

خیلی زیاد

tad late

دیر

جملات نمونه

Mark looked a tad embarrassed.

مارک کمی شرمنده به نظر می رسید.

crumpets sweetened with a tad of honey.

نان‌های کوچک شیرین با کمی عسل.

a tad chilly outside

هوا کمی سرد بود.

a tad too much sugar

کمی شکر زیادی بود.

a tad nervous before the presentation

قبل از ارائه کمی عصبی بودم.

a tad late for the meeting

برای جلسه کمی دیر رسیدم.

a tad difficult to understand

کمی درک آن دشوار بود.

a tad too big for me

برای من کمی بزرگ بود.

a tad expensive for my budget

برای بودجه من کمی گران بود.

a tad skeptical about the plan

در مورد برنامه کمی شک داشتم.

a tad tired after the long day

بعد از روز طولانی کمی خسته بودم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید