taels

[ایالات متحده]/teɪlz/
[بریتانیا]/teɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد سنتی وزن و ارز در چین، معادل تقریباً 1.2 اونس یا 37.5 گرم؛ یک نام خانوادگی، (Tael) یک نام شخصی؛ یک واحد اندازه‌گیری که در سوئد استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

gold taels

تايل‌های طلا

silver taels

تايل‌های نقره

taels of gold

تايل‌های طلا

taels of silver

تايل‌های نقره

taels exchanged

تايل‌های مبادله شده

taels valued

تايل‌های ارزشمند

taels measured

تايل‌های اندازه‌گیری شده

taels traded

تايل‌های معامله شده

taels counted

تايل‌های شمارش شده

taels noted

تايل‌های ثبت شده

جملات نمونه

he traded in taels of silver.

او در طلاهای نقره معامله می‌کرد.

the price was set at ten taels.

قیمت در ده تال تنظیم شد.

she inherited a fortune in taels.

او ثروت زیادی به صورت تال به ارث برد.

taels were commonly used in ancient china.

تال‌ها به طور معمول در چین باستان استفاده می‌شدند.

he saved up to buy a gold tael.

او پس‌انداز کرد تا یک تال طلایی بخرد.

the merchant weighed the taels carefully.

تاجر تال‌ها را با دقت وزن کرد.

she received her payment in taels.

او پرداخت خود را به صورت تال دریافت کرد.

they exchanged goods for taels.

آنها کالاها را با تال‌ها مبادله کردند.

he was rewarded with taels for his service.

او برای خدماتش با تال‌ها پاداش گرفت.

the value of taels fluctuated over time.

ارزش تال‌ها در طول زمان نوسان داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید