taigs

[ایالات متحده]/taɪg/
[بریتانیا]/taɪg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح تحقیرآمیز برای یک کاتولیک

عبارات و ترکیب‌ها

taig team

گروه تِیک

taig style

سبک تِیک

taig culture

فرهنگ تِیک

taig project

پروژه تِیک

taig design

طراحی تِیک

taig product

محصول تِیک

taig concept

مفهوم تِیک

taig market

بازار تِیک

taig brand

برند تِیک

taig solution

راه حل تِیک

جملات نمونه

she has a knack for taig.

او استعداد خاصی برای انجام دادن دارد.

he decided to taig the project.

او تصمیم گرفت پروژه را انجام دهد.

they need to taig the meeting time.

آنها باید زمان جلسه را تعیین کنند.

we should taig our resources wisely.

ما باید منابع خود را به طور عاقلانه مدیریت کنیم.

can you help me taig this issue?

می‌توانید به من در حل این مشکل کمک کنید؟

it's important to taig your goals.

تعیین اهداف شما مهم است.

he loves to taig new challenges.

او عاشق انجام چالش‌های جدید است.

we need to taig the budget carefully.

ما باید بودجه را با دقت مدیریت کنیم.

she is trying to taig her time better.

او سعی می کند زمان خود را بهتر مدیریت کند.

they will taig the event next week.

آنها رویداد را هفته آینده انجام خواهند داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید