tailgater

[ایالات متحده]/ˈteɪlˌɡeɪtə(r)/
[بریتانیا]/ˈteɪlˌɡeɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دریچه پشت خودرو؛ دریچه پایین یا دریچه سیلاب (فرم متفاوت دریچه پشت)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

dangerous tailgater

پیروی خطرناک

aggressive tailgater

پیروی فشاری

tailgater caught

پیروی دست گرفته شده

tailgater behind

پیروی پشت

avoid tailgaters

پیروی‌ها را اجتناب کنید

tailgater's fault

خطای پیروی

tailgater ahead

پیروی جلو

جملات نمونه

an aggressive tailgater followed me dangerously close on the highway.

یک دنبال‌کننده خشن که خیلی نزدیک به من دنبال می‌کرد، روی جاده به طور خطرناک پیروی کرد.

the angry tailgater kept flashing his lights at me.

دنبال‌کننده خشمگین نورهایش را به طور مکرر روشن می‌کرد.

i hate when a tailgater follows too closely in heavy traffic.

وقتی یک دنبال‌کننده خیلی نزدیک در ترافیک سنگین دنبال می‌کند، من دوست ندارم.

my neighbor is a reckless tailgater who causes accidents.

همسایه من یک دنبال‌کننده بی‌احتیاط است که حادثه می‌کند.

the tailgater behind me refused to back off despite my slow speed.

دنبال‌کننده پشت من با وجود سرعت کم من، عقب نرفت.

dealing with tailgaters can be very stressful for new drivers.

برخورد با دنبال‌کنندگان برای رانندگان جدید می‌تواند بسیار استرس‌زا باشد.

a distracted tailgater nearly rear-ended my car yesterday.

یک دنبال‌کننده غافلگیر که روز گذشته تقریباً ماشین من را به عقب زد.

the tailgater cut me off and then brake-checked me.

دنبال‌کننده من را قطع کرد و سپس با فرکی کردن فرامل من را تهدید کرد.

i signaled the tailgater to pass, but he just stayed behind me.

من به دنبال‌کننده نشان دادم که عبور کند، اما او فقط پشت من باقی ماند.

some tailgaters don't realize they're driving too close until it's too late.

برخی دنبال‌کنندگان تا زمانی که فرایض را نقض کرده‌اند، متوجه نمی‌شوند که خیلی نزدیک رانندگی می‌کنند.

the police ticketed the tailgater for following too closely.

پلیس دنبال‌کننده را به دلیل دنبال کردن خیلی نزدیک، جریمه کرد.

when you encounter an aggressive tailgater, stay calm and drive defensively.

وقتی با یک دنبال‌کننده خشن مواجه می‌شوی، آرام بمان و به صورت دفاعی راندگی کن.

the tailgater sped up when i tried to change lanes.

وقتی من سعی کردم جاده را تغییر دهم، دنبال‌کننده سرعت خود را افزایش داد.

i was nervous about the tailgater following so close behind me.

من نگران این بودم که دنبال‌کننده خیلی نزدیک پشت من دنبال می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید