chaser car
ماشین تعقیب
chaser plane
هواپیمای تعقیب
a chaser of criminals.
یک تعقیبکننده جنایتکار
a crass ambulance-chaser who flacks himself in TV ads.
یک تعقیب کننده آمبولانس بی ادب که خود را در تبلیغات تلویزیونی تبلیغ می کند.
to take a shot of tequila with a lime chaser
نوشیدن یک شات از نوعی نوشیدنی به نام تکيلا با یک چيزي به نام لیمو
she ordered a beer with a water chaser
او یک آبجو با یک نوشیدنی همراه سفارش داد
the bartender served a whiskey chaser alongside the beer
بارتندر ویسکی با آبجو سرو کرد
he prefers his coffee with a chocolate chaser
او ترجیح میدهد قهوه خود را با یک نوشیدنی شکلاتی بنوشد
the party ended with a champagne chaser
مهمانی با نوشیدنی شامپاین به پایان رسید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید