talebearers

[ایالات متحده]/ˈteɪlˌbɛərə/
[بریتانیا]/ˈteɪlˌbɪrər/

ترجمه

n. کسی که داستان می‌گوید یا شایعات را پخش می‌کند؛ شخصی که اعمال یا سخنان دیگران را گزارش می‌دهد؛ کسی که به طور بدخواهانه شایعات را پخش می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

talebearer gossip

گossip راویان

talebearer warning

هشدار راویان

talebearer friend

دوست راویان

talebearer behavior

رفتار راویان

talebearer story

داستان راویان

talebearer effect

اثر راویان

talebearer role

نقش راویان

talebearer truth

حقیقت راویان

talebearer news

اخبار راویان

talebearer circle

گروه راویان

جملات نمونه

the talebearer spread rumors about her personal life.

حرفه‌گر پخش شایعات درباره زندگی شخصی‌اش.

being a talebearer can damage relationships.

حرفه‌گر بودن می‌تواند به روابط آسیب برساند.

he was known as a talebearer in the office.

او در دفتر به عنوان یک حرفه‌گر شناخته می‌شد.

a talebearer often seeks attention from others.

یک حرفه‌گر اغلب به دنبال توجه از دیگران است.

it's wise to avoid being a talebearer.

اجتناب از حرفه‌گر بودن عاقلانه است.

the talebearer's words created a lot of tension.

کلمات حرفه‌گر باعث ایجاد تنش زیادی شد.

people tend to distrust a known talebearer.

مردم معمولاً به حرفه‌گری که شناخته شده است، اعتماد نمی‌کنند.

she was careful not to be labeled a talebearer.

او مراقب بود که به عنوان یک حرفه‌گر شناخته نشود.

the talebearer enjoyed sharing secrets.

حرفه‌گر از به اشتراک گذاشتن اسرار لذت می‌برد.

his reputation suffered because he was a talebearer.

شهرت او بد شد زیرا او یک حرفه‌گر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید