tam

[ایالات متحده]/tæm/
[بریتانیا]/tæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلاهی گرد با لبه‌ی عریض که توسط مردم اسکاتلند پوشیده می‌شود
abbr. اندازه‌گیری مخاطبان تلویزیون
Word Forms
جمعtams

عبارات و ترکیب‌ها

tam tam

تام تام

tam holder

نگهدارنده تام

sharp tam

تام تیز

small tam

تام کوچک

جملات نمونه

He cowed them with his hard eyes like a tamer among beasts.

او با چشمان سختش آنها را مانند یک رام کننده در میان حیوانات رام کرد.

They channel neither Evel Knievel nor Caspar Milquetoast, neither lion tamer nor monk.

آنها نه کانال Evel Knievel و نه Caspar Milquetoast، نه رام کننده شیر و نه راهب را کانال نمی‌کنند.

Indeed, while inflation remained tamed in 2005 and 2006, the price deflator for nonresidential construction, which measures construction costs, rose 11.7% in both years.

در واقع، در حالی که تورم در سال های 2005 و 2006 رام شده باقی ماند، شاخص قیمت برای ساختمان های غیرمسکونی، که هزینه های ساخت و ساز را اندازه گیری می کند، در هر دو سال 11.7 درصد افزایش یافت.

to tamper with evidence

دستکاری مدارک

to tamper with a lock

دستکاری قفل

to tamper with someone's belongings

دستکاری متعلقات کسی

to tamper with the crime scene

دستکاری صحنه جرم

to tamper with a witness

دستکاری شاهد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید