tamale

[ایالات متحده]/təˈmɑːleɪ/
[بریتانیا]/təˈmɑːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غذای سنتی مکزیکی که از مَسا (خمیر ذرت) پر شده با مواد مختلف و در برگ ذرت پیچیده شده است؛ یک غذای مکزیکی که شامل مَسا (خمیر ذرت) پر شده با گوشت یا مواد دیگر است و معمولاً در برگ ذرت پیچیده می‌شود.
Word Forms
جمعtamales

عبارات و ترکیب‌ها

tamale pie

تاماله پای

tamale dinner

شام تاماله

tamale recipe

دستور تهیه تاماله

tamale festival

جشنواره تاماله

vegetarian tamale

تاماله‌ی گیاهی

beef tamale

تاماله‌ی گوشت گاو

chicken tamale

تاماله‌ی مرغ

tamale shop

فروشگاه تاماله

spicy tamale

تاماله‌ی تند

tamale filling

مواد پرکننده تاماله

جملات نمونه

i love to eat tamales during the holidays.

من عاشق خوردن تاماله‌ها در تعطیلات هستم.

she learned how to make tamales from her grandmother.

او یاد گرفت که تاماله‌ها را از مادربزرگش درست کند.

tamales are a traditional dish in mexican cuisine.

تاماله‌ها یک غذای سنتی در آشپزی مکزیکی هستند.

they served tamales at the family gathering.

آنها تاماله‌ها را در جمع خانوادگی سرو کردند.

my favorite tamale filling is spicy chicken.

دلپذیرترین مواد داخل تاماله‌های مورد علاقه من مرغ تند است.

we enjoyed tamales with salsa on the side.

ما از خوردن تاماله‌ها با سالسا در کنار آن لذت بردیم.

making tamales requires a lot of preparation.

تهیه تاماله‌ها نیاز به آمادگی زیادی دارد.

they sell delicious tamales at the local market.

آنها تاماله‌های خوشمزه را در بازار محلی می‌فروشند.

tamales can be filled with various ingredients.

تاماله‌ها را می‌توان با مواد مختلف پر کرد.

we had a tamale-making party last weekend.

ما آخر هفته گذشته یک مهمانی درست کردن تاماله‌ها داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید