tamales

[ایالات متحده]/təˈmɑːleɪz/
[بریتانیا]/təˈmɑːlɛz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذای مکزیکی از خمیر ماسی که با مواد مختلف پر شده است

عبارات و ترکیب‌ها

delicious tamales

تا مالس خوشمزه

homemade tamales

تا مالس خانگی

spicy tamales

تا مالس تند

steamed tamales

تا مالس بخارپز

sweet tamales

تا مالس شیرین

fresh tamales

تا مالس تازه

traditional tamales

تا مالس سنتی

vegan tamales

تا مالس وگان

corn tamales

تا مالس ذرت

tamales recipe

دستورالعمل تا مالس

جملات نمونه

i love eating tamales during the holidays.

من عاشق خوردن تاماله‌ها در تعطیلات هستم.

she learned how to make tamales from her grandmother.

او یاد گرفت که تاماله‌ها را از مادربزرگش درست کند.

we had a tamale party last weekend.

ما آخر هفته گذشته یک مهمانی تاماله داشتیم.

tamales are a traditional dish in mexican cuisine.

تاماله‌ها یک غذای سنتی در آشپزی مکزیکی هستند.

he prefers spicy tamales over sweet ones.

او ترجیح می‌دهد تاماله‌های تند را به تاماله‌های شیرین بخورد.

they sell delicious tamales at the local market.

آنها تاماله‌های خوشمزه را در بازار محلی می‌فروشند.

making tamales is a fun family activity.

درست کردن تاماله‌ها یک فعالیت خانوادگی سرگرم‌کننده است.

have you tried the green chili tamales?

آیا تاماله‌های فلفل سبز را امتحان کرده‌اید؟

she brought tamales to the potluck dinner.

او تاماله‌ها را به شام دورهمی آورد.

tamales are often served with salsa and guacamole.

تاماله‌ها اغلب با سالسا و گوآکاموله سرو می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید