masa

[ایالات متحده]/ˈmɑːsə/
[بریتانیا]/ˈmɑːsə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خمیر مرطوب شده از ذرت؛ خمیر مرطوب شده از ذرت

عبارات و ترکیب‌ها

masa harina

آرد ماسا

masa dough

خمیر ماسا

masa ball

توپ ماسا

masa cake

کیک ماسا

masa tortilla

تورتیلای ماسا

masa mix

مخلوط ماسا

masa preparation

آماده سازی ماسا

masa texture

بافت ماسا

masa flavor

طعم ماسا

masa recipe

دستور العمل ماسا

جملات نمونه

we need to make masa for the tamales.

ما باید ماسا را برای تامال تهیه کنیم.

she added water to the masa to make it smooth.

او برای نرم کردن آن آب به ماسا اضافه کرد.

the masa was too dry, so i added more liquid.

ماسا خیلی خشک بود، بنابراین من مایع بیشتری اضافه کردم.

they used masa to prepare delicious tortillas.

آنها از ماسا برای تهیه تورتیلای خوشمزه استفاده کردند.

she learned how to make masa from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه ماسا را از مادربزرگش درست کند.

the recipe calls for fresh masa for the best flavor.

دستور العمل برای بهترین طعم، ماسای تازه لازم دارد.

he rolled out the masa to make empanadas.

او ماسا را پهن کرد تا امپانیادا درست کند.

they shaped the masa into small balls for cooking.

آنها ماسا را به شکل توپ های کوچک برای پخت و پز درآوردند.

using masa is essential for authentic mexican dishes.

استفاده از ماسا برای تهیه غذاهای مکزیکی اصیل ضروری است.

after resting, the masa was easier to work with.

بعد از استراحت، کار با ماسا آسان تر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید