masa harina
آرد ماسا
masa dough
خمیر ماسا
masa ball
توپ ماسا
masa cake
کیک ماسا
masa tortilla
تورتیلای ماسا
masa mix
مخلوط ماسا
masa preparation
آماده سازی ماسا
masa texture
بافت ماسا
masa flavor
طعم ماسا
masa recipe
دستور العمل ماسا
we need to make masa for the tamales.
ما باید ماسا را برای تامال تهیه کنیم.
she added water to the masa to make it smooth.
او برای نرم کردن آن آب به ماسا اضافه کرد.
the masa was too dry, so i added more liquid.
ماسا خیلی خشک بود، بنابراین من مایع بیشتری اضافه کردم.
they used masa to prepare delicious tortillas.
آنها از ماسا برای تهیه تورتیلای خوشمزه استفاده کردند.
she learned how to make masa from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه ماسا را از مادربزرگش درست کند.
the recipe calls for fresh masa for the best flavor.
دستور العمل برای بهترین طعم، ماسای تازه لازم دارد.
he rolled out the masa to make empanadas.
او ماسا را پهن کرد تا امپانیادا درست کند.
they shaped the masa into small balls for cooking.
آنها ماسا را به شکل توپ های کوچک برای پخت و پز درآوردند.
using masa is essential for authentic mexican dishes.
استفاده از ماسا برای تهیه غذاهای مکزیکی اصیل ضروری است.
after resting, the masa was easier to work with.
بعد از استراحت، کار با ماسا آسان تر بود.
masa harina
آرد ماسا
masa dough
خمیر ماسا
masa ball
توپ ماسا
masa cake
کیک ماسا
masa tortilla
تورتیلای ماسا
masa mix
مخلوط ماسا
masa preparation
آماده سازی ماسا
masa texture
بافت ماسا
masa flavor
طعم ماسا
masa recipe
دستور العمل ماسا
we need to make masa for the tamales.
ما باید ماسا را برای تامال تهیه کنیم.
she added water to the masa to make it smooth.
او برای نرم کردن آن آب به ماسا اضافه کرد.
the masa was too dry, so i added more liquid.
ماسا خیلی خشک بود، بنابراین من مایع بیشتری اضافه کردم.
they used masa to prepare delicious tortillas.
آنها از ماسا برای تهیه تورتیلای خوشمزه استفاده کردند.
she learned how to make masa from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه ماسا را از مادربزرگش درست کند.
the recipe calls for fresh masa for the best flavor.
دستور العمل برای بهترین طعم، ماسای تازه لازم دارد.
he rolled out the masa to make empanadas.
او ماسا را پهن کرد تا امپانیادا درست کند.
they shaped the masa into small balls for cooking.
آنها ماسا را به شکل توپ های کوچک برای پخت و پز درآوردند.
using masa is essential for authentic mexican dishes.
استفاده از ماسا برای تهیه غذاهای مکزیکی اصیل ضروری است.
after resting, the masa was easier to work with.
بعد از استراحت، کار با ماسا آسان تر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید