tamenesses

[ایالات متحده]/ˌtæməˈnɛsɪz/
[بریتانیا]/ˌtæməˈnɛsɪz/

ترجمه

n. نرمی؛ اهلی بودن؛ ادب

عبارات و ترکیب‌ها

tamenesses in nature

خامی در طبیعت

tamenesses of life

خامی زندگی

tamenesses and peace

خامی و صلح

tamenesses of spirit

خامی روح

tamenesses of heart

خامی دل

tamenesses in art

خامی در هنر

tamenesses in behavior

خامی در رفتار

tamenesses of thought

خامی فکر

tamenesses and kindness

خامی و مهربانی

tamenesses of nature

خامی در طبیعت

جملات نمونه

they show their tameness through gentle behavior.

آنها از طریق رفتار ملایم، رام بودن خود را نشان می‌دهند.

wild animals can learn to exhibit tameness over time.

حیوانات وحشی می‌توانند در طول زمان رام بودن خود را نشان دهند.

the tameness of the pet made it easy to train.

رام بودن حیوان خانگی باعث شد آموزش آن آسان باشد.

her love for animals reflects their natural tameness.

عشق او به حیوانات نشان‌دهنده رام بودن طبیعی آنها است.

his approach encouraged the tameness of the horses.

روش او باعث تشویق رام بودن اسب‌ها شد.

tameness can be a sign of domestication in animals.

رام بودن می‌تواند نشانه‌ای از اهلی شدن در حیوانات باشد.

training can enhance the tameness of a wild creature.

آموزش می‌تواند رام بودن یک حیوان وحشی را افزایش دهد.

children often enjoy the tameness of farm animals.

کودکان اغلب از رام بودن حیوانات مزرعه لذت می‌برند.

understanding tameness helps in animal husbandry.

درک رام بودن به دامداری کمک می‌کند.

the tameness of the dog made it a perfect companion.

رام بودن سگ باعث شد او یک همراه عالی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید