tangoed away
رقصید و دور شد
tangoed up
رقصید و بالا رفت
tangoed out
رقصید و بیرون رفت
tangoed around
رقصید و دور زد
tangoed together
با هم رقصیدند
tangoed with
با ... رقصید
tangoed in
وارد شد و رقصید
tangoed down
رقصید و پایین رفت
tangoed through
رقصید و از میان ... گذشت
tangoed across
رقصید و از فراز ... گذشت
they tangoed beautifully at the dance competition.
آنها به زیبایی در مسابقه رقص تانگوی کردند.
we tangoed under the stars during our vacation.
ما در طول تعطیلاتمان زیر نور ستارگان تانگوی کردیم.
she tangoed with passion, captivating the audience.
او با اشتیاق تانگوی کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
after a few lessons, he finally tangoed with confidence.
پس از چند درس، او بالاخره با اعتماد به نفس تانگوی کرد.
the couple tangoed at their wedding reception.
زوج در مهمانی عروسی خود تانگوی کردند.
they tangoed in the park, enjoying the warm evening.
آنها در پارک تانگوی کردند و از شب گرم لذت بردند.
he tangoed with his partner, showcasing their chemistry.
او با شریکش تانگوی کرد و نشان داد که آنها چه شیمی خوبی دارند.
during the festival, many couples tangoed together.
در طول جشنواره، بسیاری از زوج ها با هم تانگوی کردند.
she learned to tangoed from a famous dance instructor.
او تانگوی را از یک مربی رقص معروف یاد گرفت.
they often tangoed at local dance events.
آنها اغلب در رویدادهای رقص محلی تانگوی می کردند.
tangoed away
رقصید و دور شد
tangoed up
رقصید و بالا رفت
tangoed out
رقصید و بیرون رفت
tangoed around
رقصید و دور زد
tangoed together
با هم رقصیدند
tangoed with
با ... رقصید
tangoed in
وارد شد و رقصید
tangoed down
رقصید و پایین رفت
tangoed through
رقصید و از میان ... گذشت
tangoed across
رقصید و از فراز ... گذشت
they tangoed beautifully at the dance competition.
آنها به زیبایی در مسابقه رقص تانگوی کردند.
we tangoed under the stars during our vacation.
ما در طول تعطیلاتمان زیر نور ستارگان تانگوی کردیم.
she tangoed with passion, captivating the audience.
او با اشتیاق تانگوی کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
after a few lessons, he finally tangoed with confidence.
پس از چند درس، او بالاخره با اعتماد به نفس تانگوی کرد.
the couple tangoed at their wedding reception.
زوج در مهمانی عروسی خود تانگوی کردند.
they tangoed in the park, enjoying the warm evening.
آنها در پارک تانگوی کردند و از شب گرم لذت بردند.
he tangoed with his partner, showcasing their chemistry.
او با شریکش تانگوی کرد و نشان داد که آنها چه شیمی خوبی دارند.
during the festival, many couples tangoed together.
در طول جشنواره، بسیاری از زوج ها با هم تانگوی کردند.
she learned to tangoed from a famous dance instructor.
او تانگوی را از یک مربی رقص معروف یاد گرفت.
they often tangoed at local dance events.
آنها اغلب در رویدادهای رقص محلی تانگوی می کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید