tannings

[ایالات متحده]/ˈtænɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtænɪŋz/

ترجمه

n. فرآیند درمان پوست حیوانات برای ساخت چرم؛ عمل برنزه شدن، به ویژه در ارتباط با پوست؛ عمل ضربه زدن یا تنبیه کردن
v. شکل حال استمراری فعل tan

عبارات و ترکیب‌ها

tannings process

فرآیند تانینگ

tannings products

محصولات تانینگ

tannings salon

سالن تانینگ

tannings session

جلسه تانینگ

tannings lotion

لوسیون تانینگ

tannings bed

تخت تانینگ

tannings cream

کرم تانینگ

tannings technique

تکنیک تانینگ

tannings tips

نکات تانینگ

tannings expert

متخصص تانینگ

جملات نمونه

many people enjoy outdoor tanning during summer.

بسیاری از مردم از آفتاب گرفتن در فضای باز در طول تابستان لذت می برند.

she prefers tanning her skin naturally.

او ترجیح می دهد پوست خود را به طور طبیعی آفتاب بگیرد.

using sunscreen is important even when tanning.

حتی هنگام آفتاب گرفتن استفاده از ضد آفتاب ضروری است.

he spent the afternoon tanning by the pool.

او بعد از ظهر را در کنار استخر آفتاب می گرفت.

some people use tanning beds for a quicker tan.

برخی افراد از تخت های آفتاب گیر برای داشتن برنزه سریعتر استفاده می کنند.

she is looking for the best tanning products.

او به دنبال بهترین محصولات برنزه کننده است.

after tanning, it's essential to moisturize your skin.

پس از آفتاب گرفتن، مرطوب کردن پوست ضروری است.

they discussed the benefits of tanning versus burning.

آنها مزایای آفتاب گرفتن در مقابل سوختگی را مورد بحث قرار دادند.

she has a routine for achieving the perfect tanning.

او یک برنامه برای دستیابی به برنزه کامل دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید