paling

[ایالات متحده]/'peɪlɪŋ/
[بریتانیا]/'pelɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرده چوبی که برای محصور کردن یک مزرعه، باغ و غیره استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

wooden paling

نرده چوبی

paling fence

نرده حصاری

white paling

نرده سفید

broken paling

نرده شکسته

rustic paling

نرده روستیک

جملات نمونه

The underparts were orangey-brown, paling towards the lower belly.

زیرها نارنجی-قهوه‌ای بودند و به سمت شکم پایینی روشن‌تر می‌شدند.

The sky was paling as the sun set.

آسمان در حال محو شدن بود زیرا خورشید غروب می‌کرد.

She was paling in comparison to her more experienced colleagues.

او در مقایسه با همکاران باتجربه‌اش کم‌رنگ‌تر بود.

His excuses were paling in credibility.

بهانه‌های او از نظر اعتبار کم‌رنگ‌تر می‌شدند.

The paling light of dawn illuminated the room.

نور کم‌رنگ سحر اتاق را روشن کرد.

His enthusiasm was paling as the project dragged on.

اشتیاق او در حین طولانی شدن پروژه کم‌رنگ‌تر می‌شد.

The paling smile on her face showed her disappointment.

لبخند کم‌رنگ روی صورت او نشان‌دهنده ناامیدی‌اش بود.

The paling interest in the subject was evident in the students' faces.

علاقه‌مندی کم‌رنگ به موضوع در چهره دانش‌آموزان آشکار بود.

The paling moonlight cast a soft glow over the garden.

نور ماه کم‌رنگ بر روی باغ، درخشش ملایمی انداخت.

His paling health worried his family.

سلامتی رو به وخون رفتن او باعث نگرانی خانواده‌اش شد.

The paling hope of finding survivors dampened the rescue team's spirits.

امید کم‌رنگ برای یافتن بازماندگان، روحیه تیم نجات را کاهش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید