tantric

[ایالات متحده]/ˈtæntrɪk/
[بریتانیا]/ˈtæntrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک عمل خاص در بودیسم یا هندوئیسم

عبارات و ترکیب‌ها

tantric yoga

یوگا تانتری

tantric practices

تمرین‌های تانتری

tantric meditation

مدیتیشن تانتری

tantric rituals

آیین‌های تانتری

tantric sex

معاشقه تانتری

tantric philosophy

فلسفه تانتری

tantric energy

انرژی تانتری

tantric teachings

آموزش‌های تانتری

tantric art

هنر تانتری

tantric healing

درمان تانتری

جملات نمونه

she practices tantric meditation every morning.

او هر روز صبح مدیتیشن تانتری انجام می‌دهد.

they attended a tantric workshop to deepen their connection.

آنها برای تعمیق ارتباط خود در یک کارگاه تانتری شرکت کردند.

tantric philosophy emphasizes the unity of body and spirit.

فلسفه تانتری بر وحدت بدن و روح تأکید دارد.

he read several books on tantric practices.

او چند کتاب در مورد تمرینات تانتری خواند.

tantric rituals can enhance intimacy between partners.

آیین‌های تانتری می‌توانند صمیمیت بین شرکا را افزایش دهند.

many people find tantric yoga to be transformative.

بسیاری از مردم یوگای تانتری را متحول‌کننده می‌دانند.

she believes in the power of tantric energy.

او به قدرت انرژی تانتری اعتقاد دارد.

tantric teachings often involve breath control techniques.

آموزه‌های تانتری اغلب شامل تکنیک‌های کنترل تنفس می‌شوند.

they explored tantric sexuality to improve their relationship.

آنها برای بهبود رابطه خود، جنبه‌های مرتبط با غریزه جنسی در تانتری را بررسی کردند.

tantric arts can be a path to spiritual awakening.

هنرهای تانتری می‌توانند مسیری به سوی بیداری معنوی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید