tappet

[ایالات متحده]/ˈtæpɪt/
[بریتانیا]/ˈtæpɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اهرم یا میله‌ای که حرکت را از یک کم به یک شیر یا مکانیزم دیگر منتقل می‌کند؛ یک جزء در موتور که شیرها را عمل می‌کند
Word Forms
جمعtappets

عبارات و ترکیب‌ها

tappet adjustment

تنظیم میل‌تپه‌ها

tappet noise

سر و صدای میل‌تپه‌ها

tappet cover

درب میل‌تپه

tappet clearance

فاصله میل‌تپه

tappet seal

واشر میل‌تپه

tappet spring

فنر میل‌تپه

tappet wear

سایش میل‌تپه

tappet guide

راهنمای میل‌تپه

tappet lock

قفل میل‌تپه

tappet installation

نصب میل‌تپه

جملات نمونه

the tappet controls the movement of the engine valves.

میل گشتک، حرکت سوپاپ‌های موتور را کنترل می‌کند.

a worn tappet can cause engine noise.

میل گشتک فرسوده می‌تواند باعث ایجاد صدای موتور شود.

adjusting the tappet clearance is important for engine performance.

تنظیم فاصله میل گشتک برای عملکرد موتور مهم است.

he replaced the tappet to improve the car's efficiency.

او میل گشتک را برای بهبود راندمان خودرو تعویض کرد.

the mechanic checked the tappet during the service.

مکانیک میل گشتک را در طول سرویس بررسی کرد.

a faulty tappet can lead to misfiring in the engine.

میل گشتک معیوب می‌تواند منجر به احتراق ناقص در موتور شود.

regular maintenance includes inspecting the tappet.

نگهداری منظم شامل بررسی میل گشتک است.

the tappet design affects the overall engine layout.

طراحی میل گشتک بر طرح کلی موتور تأثیر می‌گذارد.

replacing the tappet can be a complex task.

تعویض میل گشتک می‌تواند یک کار پیچیده باشد.

he learned how to adjust the tappet from a tutorial.

او یاد گرفت که چگونه میل گشتک را از یک آموزش تنظیم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید