tariffing

[ایالات متحده]/ˈtærɪfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtærɪfɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند تعیین تعرفه یا فهرست قیمت

عبارات و ترکیب‌ها

tariffing policy

سیاست تعرفه‌گذاری

tariffing system

سیستم تعرفه‌گذاری

tariffing rates

نرخ‌های تعرفه

tariffing methods

روش‌های تعرفه‌گذاری

tariffing structure

ساختار تعرفه

tariffing framework

چارچوب تعرفه‌گذاری

tariffing practices

روش‌های تعرفه‌گذاری

tariffing measures

اقدامات تعرفه‌ای

tariffing adjustments

تعدیلات تعرفه‌ای

tariffing guidelines

دستورالعمل‌های تعرفه‌گذاری

جملات نمونه

tariffing on imported goods can affect market prices.

تعریف بر روی کالاهای وارداتی می‌تواند بر قیمت بازار تأثیر بگذارد.

the government is considering new tariffing policies.

دولت در حال بررسی سیاست‌های تعرفه‌ای جدید است.

effective tariffing can protect local industries.

تعریف موثر می‌تواند از صنایع محلی محافظت کند.

many countries are revising their tariffing strategies.

بسیاری از کشورها در حال بازنگری استراتژی‌های تعرفه‌ای خود هستند.

tariffing can lead to trade disputes between nations.

تعریف می‌تواند منجر به اختلافات تجاری بین کشورها شود.

understanding the implications of tariffing is crucial for businesses.

درک پیامدهای تعرفه برای مشاغل بسیار مهم است.

tariffing affects consumer prices and purchasing power.

تعریف بر قیمت مصرف‌کننده و قدرت خرید تأثیر می‌گذارد.

the complexity of tariffing can confuse many importers.

پیچیدگی تعرفه می‌تواند بسیاری از واردکنندگان را گیج کند.

tariffing negotiations are often lengthy and complicated.

مذاکرات تعرفه اغلب طولانی و پیچیده است.

changes in tariffing can have immediate economic impacts.

تغییرات در تعرفه می‌تواند تأثیرات اقتصادی فوری داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید