tarots

[ایالات متحده]/ˈtærəʊz/
[بریتانیا]/ˈtɛrəts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(مجموعه‌ای از کارت‌ها که برای پیشگویی استفاده می‌شود); (کارت‌هایی که در خواندن کارت‌های تاروت استفاده می‌شوند)

عبارات و ترکیب‌ها

tarots reading

خواندن تاروت

tarots cards

کارت‌های تاروت

tarots spread

گسترده تاروت

tarots layout

چیدمان تاروت

tarots interpretation

تفسیر تاروت

tarots deck

دست تاروت

tarots symbols

نمادهای تاروت

tarots guide

راهنمای تاروت

tarots history

تاریخچه تاروت

tarots meanings

معانی تاروت

جملات نمونه

many people believe that tarots can reveal hidden truths.

بسیاری از مردم معتقدند که تاروت‌ها می‌توانند حقایق پنهان را آشکار کنند.

she consulted the tarots before making a big decision.

او قبل از تصمیم‌گیری مهم با تاروت مشورت کرد.

reading tarots requires intuition and practice.

خواندن تاروت به شهود و تمرین نیاز دارد.

tarots can help guide you through difficult times.

تاروت‌ها می‌توانند به شما در گذر از زمان‌های سخت کمک کنند.

he enjoys collecting different types of tarots.

او از جمع‌آوری انواع مختلف تاروت لذت می‌برد.

learning to read tarots can be a rewarding experience.

یادگیری نحوه خواندن تاروت می‌تواند یک تجربه ارزشمند باشد.

tarots are often used for personal reflection and growth.

تاروت‌ها اغلب برای خودآگاهی و رشد شخصی استفاده می‌شوند.

she shuffled the tarots before starting the reading.

او قبل از شروع فال تاروت، آن‌ها را بُر زد.

many tarot readers offer online sessions.

بسیاری از خوانندگان تاروت جلسات آنلاین ارائه می‌دهند.

tarots can provide insights into relationships and career choices.

تاروت‌ها می‌توانند بینش‌هایی در مورد روابط و انتخاب‌های شغلی ارائه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید