tarp cover
پوشش برزنت
tarp shelter
پناهگاه برزنت
tarp tent
چادر برزنت
tarp storage
نگهداری برزنت
tarp setup
راه اندازی برزنت
tarp repair
تعمیر برزنت
tarp roll
غلتک برزنت
tarp stakes
اطمینان برزنت
tarp knot
گره برزنت
tarp weight
وزن برزنت
we need to set up a tarp for the picnic.
ما نیاز داریم برای پیک نیک یک برزنت نصب کنیم.
the tarp protected our gear from the rain.
برزنت وسایل ما را از باران محافظت کرد.
he used a tarp to cover the firewood.
او از برزنت برای پوشاندن هیزم استفاده کرد.
we bought a heavy-duty tarp for camping.
ما یک برزنت سنگین برای کمپینگ خریدیم.
the tarp was essential during the storm.
برزنت در طول طوفان ضروری بود.
she spread the tarp on the ground to sit on.
او برزنت را روی زمین پهن کرد تا روی آن بنشیند.
make sure to secure the tarp with stakes.
مطمئن شوید که برزنت را با میخ محکم کنید.
we used a tarp to create a makeshift shelter.
ما از برزنت برای ایجاد یک پناهگاه موقت استفاده کردیم.
the tarp flapped in the wind.
برزنت در باد تکان می خورد.
after the rain, we folded the wet tarp.
بعد از باران، برزنت خیس را تا کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید