tarp

[ایالات متحده]/tɑːp/
[بریتانیا]/tɑrp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(=tarpaulin) یک ورق بزرگ از مواد مقاوم، انعطاف‌پذیر و ضد آب که معمولاً به عنوان پناهگاه یا پوشش استفاده می‌شود.; یک پارچه ضد آب که معمولاً برای محافظت در برابر باران استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

tarp cover

پوشش برزنت

tarp shelter

پناهگاه برزنت

tarp tent

چادر برزنت

tarp storage

نگهداری برزنت

tarp setup

راه اندازی برزنت

tarp repair

تعمیر برزنت

tarp roll

غلتک برزنت

tarp stakes

اطمینان برزنت

tarp knot

گره برزنت

tarp weight

وزن برزنت

جملات نمونه

we need to set up a tarp for the picnic.

ما نیاز داریم برای پیک نیک یک برزنت نصب کنیم.

the tarp protected our gear from the rain.

برزنت وسایل ما را از باران محافظت کرد.

he used a tarp to cover the firewood.

او از برزنت برای پوشاندن هیزم استفاده کرد.

we bought a heavy-duty tarp for camping.

ما یک برزنت سنگین برای کمپینگ خریدیم.

the tarp was essential during the storm.

برزنت در طول طوفان ضروری بود.

she spread the tarp on the ground to sit on.

او برزنت را روی زمین پهن کرد تا روی آن بنشیند.

make sure to secure the tarp with stakes.

مطمئن شوید که برزنت را با میخ محکم کنید.

we used a tarp to create a makeshift shelter.

ما از برزنت برای ایجاد یک پناهگاه موقت استفاده کردیم.

the tarp flapped in the wind.

برزنت در باد تکان می خورد.

after the rain, we folded the wet tarp.

بعد از باران، برزنت خیس را تا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید