interest tasa
نرخ بهره تسا
tasa change
تغییر تسا
tasa increase
افزایش تسا
tasa decrease
کاهش تسا
tasa effect
اثر تسا
tasa adjustment
تنظیم تسا
tasa comparison
مقایسه تسا
tasa analysis
تجزیه و تحلیل تسا
tasa report
گزارش تسا
tasa forecast
پیشبینی تسا
she had to tasa her expectations for the project.
او مجبور بود انتظارات خود را برای پروژه تعدیل کند.
they decided to tasa the budget for the event.
آنها تصمیم گرفتند بودجه رویداد را تعدیل کنند.
it's important to tasa your goals realistically.
تعدیل اهداف خود به طور واقع بینانه مهم است.
he needed to tasa his workload to avoid burnout.
او نیاز داشت حجم کاری خود را تعدیل کند تا از فرسودگی جلوگیری کند.
she had to tasa her plans due to unforeseen circumstances.
او مجبور بود به دلیل شرایط پیش بینی نشده برنامه های خود را تعدیل کند.
we must tasa our resources wisely to ensure sustainability.
ما باید منابع خود را به طور عاقلانه تعدیل کنیم تا پایداری را تضمین کنیم.
they had to tasa their travel itinerary because of the weather.
آنها مجبور شدند به دلیل آب و هوا برنامه سفر خود را تعدیل کنند.
he learned to tasa his emotions in stressful situations.
او یاد گرفت که در شرایط استرس زا احساسات خود را تعدیل کند.
it's essential to tasa your time effectively for better productivity.
تعدیل موثر زمان برای افزایش بهره وری ضروری است.
she wanted to tasa her involvement in the committee.
او می خواست میزان مشارکت خود در کمیته را تعدیل کند.
interest tasa
نرخ بهره تسا
tasa change
تغییر تسا
tasa increase
افزایش تسا
tasa decrease
کاهش تسا
tasa effect
اثر تسا
tasa adjustment
تنظیم تسا
tasa comparison
مقایسه تسا
tasa analysis
تجزیه و تحلیل تسا
tasa report
گزارش تسا
tasa forecast
پیشبینی تسا
she had to tasa her expectations for the project.
او مجبور بود انتظارات خود را برای پروژه تعدیل کند.
they decided to tasa the budget for the event.
آنها تصمیم گرفتند بودجه رویداد را تعدیل کنند.
it's important to tasa your goals realistically.
تعدیل اهداف خود به طور واقع بینانه مهم است.
he needed to tasa his workload to avoid burnout.
او نیاز داشت حجم کاری خود را تعدیل کند تا از فرسودگی جلوگیری کند.
she had to tasa her plans due to unforeseen circumstances.
او مجبور بود به دلیل شرایط پیش بینی نشده برنامه های خود را تعدیل کند.
we must tasa our resources wisely to ensure sustainability.
ما باید منابع خود را به طور عاقلانه تعدیل کنیم تا پایداری را تضمین کنیم.
they had to tasa their travel itinerary because of the weather.
آنها مجبور شدند به دلیل آب و هوا برنامه سفر خود را تعدیل کنند.
he learned to tasa his emotions in stressful situations.
او یاد گرفت که در شرایط استرس زا احساسات خود را تعدیل کند.
it's essential to tasa your time effectively for better productivity.
تعدیل موثر زمان برای افزایش بهره وری ضروری است.
she wanted to tasa her involvement in the committee.
او می خواست میزان مشارکت خود در کمیته را تعدیل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید