tasa

[ایالات متحده]/ˈteɪsə/
[بریتانیا]/ˈteɪsə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آنتی ژن خاص مرتبط با تومور

عبارات و ترکیب‌ها

interest tasa

نرخ بهره تسا

tasa change

تغییر تسا

tasa increase

افزایش تسا

tasa decrease

کاهش تسا

tasa effect

اثر تسا

tasa adjustment

تنظیم تسا

tasa comparison

مقایسه تسا

tasa analysis

تجزیه و تحلیل تسا

tasa report

گزارش تسا

tasa forecast

پیش‌بینی تسا

جملات نمونه

she had to tasa her expectations for the project.

او مجبور بود انتظارات خود را برای پروژه تعدیل کند.

they decided to tasa the budget for the event.

آنها تصمیم گرفتند بودجه رویداد را تعدیل کنند.

it's important to tasa your goals realistically.

تعدیل اهداف خود به طور واقع بینانه مهم است.

he needed to tasa his workload to avoid burnout.

او نیاز داشت حجم کاری خود را تعدیل کند تا از فرسودگی جلوگیری کند.

she had to tasa her plans due to unforeseen circumstances.

او مجبور بود به دلیل شرایط پیش بینی نشده برنامه های خود را تعدیل کند.

we must tasa our resources wisely to ensure sustainability.

ما باید منابع خود را به طور عاقلانه تعدیل کنیم تا پایداری را تضمین کنیم.

they had to tasa their travel itinerary because of the weather.

آنها مجبور شدند به دلیل آب و هوا برنامه سفر خود را تعدیل کنند.

he learned to tasa his emotions in stressful situations.

او یاد گرفت که در شرایط استرس زا احساسات خود را تعدیل کند.

it's essential to tasa your time effectively for better productivity.

تعدیل موثر زمان برای افزایش بهره وری ضروری است.

she wanted to tasa her involvement in the committee.

او می خواست میزان مشارکت خود در کمیته را تعدیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید