| جمع | tassets |
tasset management
مدیریت دارایی
tasset allocation
تخصیص دارایی
tasset class
نوع دارایی
tasset value
ارزش دارایی
tasset pricing
قیمتگذاری دارایی
tasset performance
عملکرد دارایی
tasset strategy
استراتژی دارایی
tasset risk
ریسک دارایی
tasset report
گزارش دارایی
tasset portfolio
پورتفوی دارایی
she decided to tasset her career for a while.
او تصمیم گرفت برای مدتی شغل خود را به تعویق بیندازد.
he will tasset his studies to travel abroad.
او تحصیلات خود را به تعویق خواهد انداخت تا به خارج از کشور سفر کند.
it's important to tasset your personal life when necessary.
در صورت لزوم، تعویق دادن زندگی شخصی شما مهم است.
they agreed to tasset the project until next year.
آنها موافقت کردند که پروژه را تا سال آینده به تعویق بیندازند.
to succeed, you may need to tasset some of your hobbies.
برای موفقیت، ممکن است نیاز باشد برخی از سرگرمی های خود را به تعویق بیندازید.
she had to tasset her plans due to unforeseen circumstances.
به دلیل شرایط پیش بینی نشده، او مجبور شد برنامه هایش را به تعویق بیندازد.
he chose to tasset his ambitions for family reasons.
او به دلیل مسائل خانوادگی تصمیم گرفت جاه طلبی های خود را به تعویق بیندازد.
sometimes, you must tasset your desires for greater goals.
گاهی اوقات، شما باید آرزوهای خود را برای اهداف بزرگتر به تعویق بیندازید.
she will tasset her job to focus on her health.
او شغل خود را به تعویق خواهد انداخت تا بر سلامتی خود تمرکز کند.
he decided to tasset his social life for a while.
او تصمیم گرفت برای مدتی زندگی اجتماعی خود را به تعویق بیندازد.
tasset management
مدیریت دارایی
tasset allocation
تخصیص دارایی
tasset class
نوع دارایی
tasset value
ارزش دارایی
tasset pricing
قیمتگذاری دارایی
tasset performance
عملکرد دارایی
tasset strategy
استراتژی دارایی
tasset risk
ریسک دارایی
tasset report
گزارش دارایی
tasset portfolio
پورتفوی دارایی
she decided to tasset her career for a while.
او تصمیم گرفت برای مدتی شغل خود را به تعویق بیندازد.
he will tasset his studies to travel abroad.
او تحصیلات خود را به تعویق خواهد انداخت تا به خارج از کشور سفر کند.
it's important to tasset your personal life when necessary.
در صورت لزوم، تعویق دادن زندگی شخصی شما مهم است.
they agreed to tasset the project until next year.
آنها موافقت کردند که پروژه را تا سال آینده به تعویق بیندازند.
to succeed, you may need to tasset some of your hobbies.
برای موفقیت، ممکن است نیاز باشد برخی از سرگرمی های خود را به تعویق بیندازید.
she had to tasset her plans due to unforeseen circumstances.
به دلیل شرایط پیش بینی نشده، او مجبور شد برنامه هایش را به تعویق بیندازد.
he chose to tasset his ambitions for family reasons.
او به دلیل مسائل خانوادگی تصمیم گرفت جاه طلبی های خود را به تعویق بیندازد.
sometimes, you must tasset your desires for greater goals.
گاهی اوقات، شما باید آرزوهای خود را برای اهداف بزرگتر به تعویق بیندازید.
she will tasset her job to focus on her health.
او شغل خود را به تعویق خواهد انداخت تا بر سلامتی خود تمرکز کند.
he decided to tasset his social life for a while.
او تصمیم گرفت برای مدتی زندگی اجتماعی خود را به تعویق بیندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید