tattie

[ایالات متحده]/ˈtæti/
[بریتانیا]/ˈtæti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

سیب‌زمینی
Word Forms
جمعtatties

عبارات و ترکیب‌ها

tattie scone

سیب‌زمینی اسکان

tattie pie

پای سیب‌زمینی

tattie mash

پوره سیب‌زمینی

tattie chips

چیپس سیب‌زمینی

tattie soup

سوپ سیب‌زمینی

tattie patch

قطعه سیب‌زمینی

tattie harvest

برداشت سیب‌زمینی

tattie field

زمین سیب‌زمینی

tattie salad

سالاد سیب‌زمینی

tattie bake

پخته‌سیب‌زمینی

جملات نمونه

he brought a tattie for dinner.

او یک سیب زمینی برای شام آورد.

we need to peel the tatties before cooking.

ما باید سیب زمینی ها را قبل از پختن پوست بگیریم.

she prefers mashed tatties over fries.

او ترجیح می دهد سیب زمینی پوره را به جای سیب زمینی سرخ کرده.

they served tatties with the roast.

آنها سیب زمینی را با بریان سرو کردند.

can you pass me the tatties, please?

می‌توانید لطفاً سیب زمینی ها را به من بدهید؟

he planted some tatties in the garden.

او مقداری سیب زمینی در باغ کاشت.

tatties are a staple in our diet.

سیب زمینی یک غذای اصلی در رژیم غذایی ما است.

she made a delicious tattie soup.

او یک سوپ سیب زمینی خوشمزه درست کرد.

they often have tatties for lunch.

آنها اغلب برای ناهار سیب زمینی دارند.

he always adds tatties to his stew.

او همیشه سیب زمینی به خورش خود اضافه می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید