tatting

[ایالات متحده]/ˈtæt.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtæt.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر درست کردن دانتل با گره زدن نخ‌ها
Word Forms
جمعtattings

عبارات و ترکیب‌ها

tatting lace

گيپور كامى

tatting thread

اليف كامى

tatting shuttle

شاتل كامى

tatting pattern

الگوى كامى

tatting technique

تكنيك كامى

tatting project

پروژه كامى

tatting design

طراحى كامى

tatting needle

كاربرى كامى

tatting classes

كلاس‌هاى كامى

tatting supplies

تداركات كامى

جملات نمونه

she enjoys tatting intricate lace patterns.

او از گلدوزی طرح‌های پیچیده تور لذت می‌برد.

he learned tatting from his grandmother.

او گلدوزی را از مادربزرگش یاد گرفت.

tatting requires patience and precision.

گلدوزی صبر و دقت می‌طلبد.

there are many tutorials available for tatting.

آموزش‌های زیادی برای یادگیری گلدوزی در دسترس است.

she sells her tatting creations at local craft fairs.

او آثار گلدوزی خود را در نمایشگاه‌های هنری محلی می‌فروشد.

tatting can be a relaxing hobby for many.

گلدوزی می‌تواند یک سرگرمی آرامش‌بخش برای بسیاری باشد.

he often gifts his tatting to friends and family.

او اغلب آثار گلدوزی خود را به دوستان و خانواده‌اش هدیه می‌دهد.

learning tatting can be a rewarding experience.

یادگیری گلدوزی می‌تواند یک تجربه ارزشمند باشد.

she joined a tatting club to meet other enthusiasts.

او برای ملاقات با سایر علاقه مندان به یک باشگاه گلدوزی پیوست.

tatting tools are essential for creating beautiful designs.

ابزارهای گلدوزی برای ایجاد طرح‌های زیبا ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید