tattwas

[ایالات متحده]/ˈtʌtwɑːz/
[بریتانیا]/ˈtʌtwɑːz/

ترجمه

n. در فلسفه هند، پنج عنصر پایه: زمین، آب، آتش، هوا و فضا که جهان را تشکیل می‌دهند.

جملات نمونه

the five tattwas represent the fundamental principles of creation in ancient philosophy.

پنج تاتواها اصول بنیادی خلق را در فلسفه باستان نشان می‌دهند.

practitioners often meditate on tattwas to achieve spiritual balance.

کسانی که این روش را می‌پردازند، اغلب بر روی تاتواها مeditate می‌کنند تا تعادل روحی را به دست آورند.

the cosmic tattwas interweave to form the fabric of existence.

تاتواهای کیهانی با هم پیچیده می‌شوند تا بافت وجود را شکل دهند.

understanding tattwas requires deep contemplation and study.

فهم تاتواها نیاز به تأمل عمیق و مطالعه دارد.

each tattva corresponds to a specific element and consciousness.

هر تاتوا به یک عنصر خاص و آگاهی مربوط می‌شود.

the interplay of tattwas creates the illusion of material reality.

تعامل تاتواها ایلیوژن واقعیت مادی را ایجاد می‌کند.

ancient masters transmitted the wisdom of tattwas through oral tradition.

گوشه‌های باستانی این دانش را از طریق سنت زبانی منتقل کردند.

balancing the tattwas leads to harmony and inner peace.

تعادل تاتواها به هماهنگی و آرامش داخلی منجر می‌شود.

the philosophy of tattwas explores the nature of reality and consciousness.

فلسفه تاتواها طبیعت واقعیت و آگاهی را بررسی می‌کند.

students of yoga study the tattwas to understand elemental energies.

دانشجویان یوگا تاتواها را مطالعه می‌کنند تا انرژی‌های عناصر را درک کنند.

the hierarchy of tattwas reveals the structure of the universe.

层次 of تاتواها ساختار جهان را آشکار می‌کند.

meditating on tattwas can transform one's perception of the world.

meditating on تاتواها می‌تواند دیدگاه فرد را درباره دنیا تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید