taw

[ایالات متحده]/tɔː/
[بریتانیا]/tɔ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چرم کردن (پنهان کردن) با آلوم و نمک پتاسیم; چرم کردن
vi. شلیک به یک گوی; شلیک به یک گوی
n. یک گوی; خط پایه‌ای که بازیکنان در آنجا در بازی گوی می‌ایستند; یک گوی; خط پایه برای شلیک‌کنندگان
abbr. دو بار در هفته
Word Forms
جمعtaws

عبارات و ترکیب‌ها

tawny owl

جغد قهوه‌ای

taw dry

تا خشک

taw the leather

تا چرم

taw a ball

تا یک توپ

taw the hide

تا پوست حیوان

taw the skin

تا پوست

taw the fur

تا خز

taw the material

تا ماده

taw the wool

تا پشم

جملات نمونه

he decided to taw the leather before making the shoes.

او تصمیم گرفت قبل از ساختن کفش‌ها چرم را دباغ کند.

the craftsman used a special technique to taw the hides.

صنعتگر از یک تکنیک خاص برای دباغی پوست‌ها استفاده کرد.

after tawing, the leather became softer and more pliable.

پس از دباغی، چرم نرم‌تر و انعطاف‌پذیرتر شد.

she learned how to taw animal skins for her art project.

او یاد گرفت چگونه پوست‌های حیوانات را برای پروژه هنری خود دباغ کند.

it is important to taw the material properly for durability.

برای دوام، دباغی مواد به درستی مهم است.

the old method of tawing is still used in some regions.

روش قدیمی دباغی هنوز در برخی مناطق استفاده می‌شود.

before tawing, the skins must be cleaned thoroughly.

قبل از دباغی، پوست‌ها باید به طور کامل تمیز شوند.

he was taught how to taw by his grandfather.

او توسط پدربزرگش یاد گرفت که چگونه دباغ کند.

they found a workshop that specializes in tawing leather.

آنها یک کارگاه که در دباغی چرم تخصص دارد پیدا کردند.

the tawing process can take several days to complete.

فرایند دباغی ممکن است چند روز طول بکشد تا تکمیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید