taxations

[ایالات متحده]/tækˈseɪʃn/
[بریتانیا]/tækˈseɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اخذ مالیات، مالیات؛ پرداخت مالیات

عبارات و ترکیب‌ها

double taxation

مالیات مضاعف

taxation law

قانون مالیاتی

international taxation

مالیات بین‌المللی

taxation treatment

معاملات مالیاتی

taxation office

اداره مالیات

جملات نمونه

higher taxation is a depressant.

مالیات بالاتر یک عامل افسردگی است.

the proposition that high taxation is undesirable.

این گزاره که مالیات بالا نامطلوب است.

the drag of taxation on economic growth.

بار سنگین مالیات بر رشد اقتصادی.

Keynesian thought of taxation

دیدگاه‌های کینزی در مورد مالیات

the changes in taxation are of benefit to commerce.

تغییرات در مالیات به نفع تجارت است.

a double whammy of taxation and price increases.

یک ضربه دوتایی مالیات و افزایش قیمت‌ها

the order of the court and the taxation consequent thereon.

دستور دادگاه و مالیات حاصل از آن

The current system of taxation is a disaster area.

سیستم مالیاتی فعلی یک منطقه فاجعه‌بار است.

The increase of taxation is an important fiscal policy.

افزایش مالیات یک سیاست مالی مهم است.

He made a number of simplifications in the taxation system.

او تعدادی ساده‌سازی در سیستم مالیاتی انجام داد.

immune from taxation; immune from criminal prosecution.

معاف از مالیات؛ معاف از تعقیب کیفری.

a device that made increased taxation more palatable.

دستگاهی که مالیات بیشتر را قابل هضم‌تر می‌کرد.

Opposition by colonists to unfair taxation by the British was a precursor of the Revolution.

مخالفت مهاجران با مالیات ناعادلانه بریتانیایی‌ها پیش‌درآمد انقلاب بود.

The deeply conflict of taxation management is emerging coinstantaneous.

درگیری عمیق در مدیریت مالیات به طور همزمان نوظهور است.

The rise in taxation will put pounds on the cost of living.

افزایش مالیات هزینه‌های زندگی را افزایش خواهد داد.

The increase in indirect taxation is intended to neutralise the reduction in income tax.

افزایش مالیات غیرمستقیم برای خنثی کردن کاهش مالیات بر درآمد در نظر گرفته شده است.

Let me reiterate that we have absolutely no plan to increase taxation.

اجازه دهید دوباره تاکید کنم که ما هیچ برنامه‌ای برای افزایش مالیات نداریم.

A reduced standard of living will develop from increasing taxation and rising unemployment.

کاهش سطح زندگی از افزایش مالیات و افزایش بیکاری ناشی خواهد شد.

persons exempt from jury duty; income exempt from taxation; a beauty somehow exempt from the aging process.

افراد معاف از خدمت داوری؛ درآمد معاف از مالیات؛ یک زیبایی که به نحوی از فرآیند پیری معاف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید