taxer

[ایالات متحده]/ˈtæksər/
[بریتانیا]/ˈtæksər/

ترجمه

n. شخصی که مالیات می‌پردازد؛ مالیات‌پرداز
شکل‌های واژه
جمعtaxers

جملات نمونه

the property taxer sent notices to all homeowners in the district.

مالکان خانه در منطقه اطلاعاتی دریافت کردند.

local taxers collect municipal taxes every spring.

مالیات‌گذاران محلی هر بهار مالیات شهری را جمع‌آوری می‌کنند.

the government taxer implemented new regulations this year.

مالیات‌گذار دولتی این سال قوانین جدیدی را اجرا کرد.

a revenue taxer audited the company's financial records.

مالیات‌گذار درآمد چک‌های مالی شرکت را بررسی کرد.

the taxer explained the complex tax code to the new employees.

مالیات‌گذار قوانین پیچیده مالیات را به کارکنان جدید توضیح داد.

property taxers in this region use digital filing systems.

مالیات‌گذاران مالکیت در این منطقه از سیستم‌های ثبت دیجیتال استفاده می‌کنند.

the city taxer increased residential tax rates by three percent.

مالیات‌گذار شهر مالیات سکونتی را سه درصد افزایش داد.

federal taxers require all businesses to file quarterly reports.

مالیات‌گذاران اتحادیه تمامی کسب‌وکارها را ملزم به ارائه گزارش‌های فصلی می‌کنند.

the tax assessment was conducted by a state taxer.

ارزیابی مالیاتی توسط یک مالیات‌گذار ایالتی انجام شد.

independent taxers verify compliance with tax laws.

مالیات‌گذاران مستقل تطابق با قوانین مالیاتی را تأیید می‌کنند.

provincial taxers work closely with municipal authorities.

مالیات‌گذاران استانی به نزدیکی با مقامات شهری کار می‌کنند.

the taxer issued tax refunds to qualified applicants.

مالیات‌گذار به درخواست‌کنندگان صلاح‌القیم مبالغ بازپرداخت مالیات را صادر کرد.

experienced taxer identified several discrepancies in the return.

مالیات‌گذار تجربه‌دار چندین تفاوت در گزارش را شناسایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید