taxons

[ایالات متحده]/ˈtæksɒnz/
[بریتانیا]/ˈtæksənz/

ترجمه

n.[زیست شناسی] واحدی از طبقه بندی؛ طبقه بندی
adj. مربوط به طبقه بندی؛ طبقه بندی

عبارات و ترکیب‌ها

new taxons

تاکسون‌های جدید

identified taxons

تاکسون‌های شناسایی‌شده

specific taxons

تاکسون‌های خاص

various taxons

تاکسون‌های مختلف

related taxons

تاکسون‌های مرتبط

endangered taxons

تاکسون‌های در معرض خطر

native taxons

تاکسون‌های بومی

introduced taxons

تاکسون‌های معرفی‌شده

extinct taxons

تاکسون‌های منقرض‌شده

common taxons

تاکسون‌های رایج

جملات نمونه

taxons are essential for classifying living organisms.

تاکسون‌ها برای طبقه‌بندی موجودات زنده ضروری هستند.

scientists often study taxons to understand biodiversity.

دانشمندان اغلب تاکسون‌ها را برای درک تنوع زیستی مطالعه می‌کنند.

each taxon represents a group of related species.

هر تاکسون نشان‌دهنده گروهی از گونه‌های مرتبط است.

taxons help in organizing ecological data effectively.

تاکسون‌ها به سازماندهی مؤثر داده‌های اکولوژیکی کمک می‌کنند.

different taxons can be found in various habitats.

تاکسون‌های مختلف را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف یافت.

taxons are vital for understanding evolutionary relationships.

تاکسون‌ها برای درک روابط تکاملی حیاتی هستند.

researchers are revising the taxons based on new genetic data.

محققان در حال بازنگری تاکسون‌ها بر اساس داده‌های ژنتیکی جدید هستند.

taxons can change as new discoveries are made.

تاکسون‌ها می‌توانند با کشف‌های جدید تغییر کنند.

identifying taxons can be challenging in some ecosystems.

شناسایی تاکسون‌ها می‌تواند در برخی از اکوسیستم‌ها چالش‌برانگیز باشد.

taxons are crucial for conservation efforts worldwide.

تاکسون‌ها برای تلاش‌های حفظ محیط‌زیست در سراسر جهان حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید