teaspoonfuls

[ایالات متحده]/ˈtiːspuːnfʊlz/
[بریتانیا]/ˈtiːspunˌfʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار که یک قاشق چای‌خوری می‌تواند نگه دارد

عبارات و ترکیب‌ها

two teaspoonfuls

دو قاشق چایخوری

three teaspoonfuls

سه قاشق چایخوری

one teaspoonful

یک قاشق چایخوری

teaspoonfuls of sugar

قاشق‌های چایخوری شکر

teaspoonfuls of salt

قاشق‌های چایخوری نمک

teaspoonfuls of water

قاشق‌های چایخوری آب

teaspoonfuls of spice

قاشق‌های چایخوری ادویه

teaspoonfuls of oil

قاشق‌های چایخوری روغن

teaspoonfuls of honey

قاشق‌های چایخوری عسل

teaspoonfuls of vinegar

قاشق‌های چایخوری سرکه

جملات نمونه

she added two teaspoonfuls of sugar to her tea.

او دو قاشق چایخوری شکر به چای خود اضافه کرد.

for the recipe, you need three teaspoonfuls of salt.

برای دستور غذا، به سه قاشق چایخوری نمک نیاز دارید.

he took a teaspoonful of medicine every morning.

او هر روز صبح یک قاشق چایخوری دارو مصرف می کرد.

mix in four teaspoonfuls of lemon juice.

چهار قاشق چایخوری آب لیمو را مخلوط کنید.

the doctor recommended two teaspoonfuls of honey for a sore throat.

پزشک دو قاشق چایخوری عسل برای گلو درد توصیه کرد.

she measured out five teaspoonfuls of flour for the cake.

او پنج قاشق چایخوری آرد برای کیک اندازه گیری کرد.

he enjoys adding a teaspoonful of cinnamon to his coffee.

او از اضافه کردن یک قاشق چایخوری دارچین به قهوه خود لذت می برد.

for a stronger flavor, use six teaspoonfuls of chili powder.

برای طعم قوی تر، از شش قاشق چایخوری پودر فلفل استفاده کنید.

she sprinkled two teaspoonfuls of sugar on her cereal.

او دو قاشق چایخوری شکر روی غلات خود پاشید.

he added a teaspoonful of vanilla extract to the batter.

او یک قاشق چایخوری عصاره وانیل به خمیر اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید