teatime

[ایالات متحده]/'tiːtaɪm/
[بریتانیا]/'titaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمان نوشیدن چای در بعدازظهر یا اوایل شب در بریتانیا.
Word Forms
جمعteatimes

جملات نمونه

We stopped working at teatime.

ما در وقت چای کار کردن را متوقف کردیم.

Afternoon teatime is a popular tradition in many countries.

وقت چای بعد از ظهر یک سنت محبوب در بسیاری از کشورها است.

She enjoys hosting teatime gatherings with her friends.

او از برگزاری دورهمی های وقت چای با دوستانش لذت می برد.

Teatime is a perfect opportunity to relax and unwind.

وقت چای فرصتی عالی برای استراحت و آرامش است.

I always look forward to teatime with freshly baked scones.

من همیشه مشتاق وقت چای با شیرینی های تازه پخته شده هستم.

Teatime is a chance to catch up with loved ones over a cup of tea.

وقت چای فرصتی برای گپ و گفت با عزیزان در کنار یک فنجان چای است.

She set up a beautiful teatime display with delicate china cups and saucers.

او یک نمایشگاه زیبا برای وقت چای با فنجان ها و بشقاب های چینی ظریف چید.

Teatime is a moment to indulge in sweet treats and pastries.

وقت چای لحظه ای برای لذت بردن از خوراکی های شیرین و شیرینی ها است.

They decided to have a teatime picnic in the park.

آنها تصمیم گرفتند یک پیک نیک وقت چای در پارک داشته باشند.

Teatime etiquette often includes serving tea with milk and sugar.

ادب وقت چای اغلب شامل سرو چای با شیر و شکر می شود.

Teatime is a cherished tradition that brings people together for good conversation.

وقت چای یک سنت ارزشمند است که مردم را برای گفتگوهای خوب گرد هم می آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید