teddies

[ایالات متحده]/ˈtɛdiz/
[بریتانیا]/ˈtɛdiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس زیر یک تکه زنان که در دهه ۱۹۲۰ محبوب بود

عبارات و ترکیب‌ها

teddies for kids

خرس‌های عروسکی برای کودکان

cute teddies

خرس‌های عروسکی بامزه

teddies collection

کلکسیون خرس‌های عروسکی

soft teddies

خرس‌های عروسکی نرم

teddies gift

هدیه خرس عروسکی

teddies shop

فروشگاه خرس عروسکی

teddies party

جشن خرس عروسکی

teddies sale

فروش خرس عروسکی

teddies lover

عاشق خرس عروسکی

teddies theme

تم خرس عروسکی

جملات نمونه

children love to play with their teddies.

کودکان عاشق بازی کردن با خرس‌های عروسکی خودشان هستند.

she has a collection of vintage teddies.

او مجموعه‌ای از خرس‌های عروسکی قدیمی دارد.

he gave her a teddy for her birthday.

او برای تولدش یک خرس عروسکی به او داد.

teddies can bring comfort to children at night.

خرس‌های عروسکی می‌توانند در شب آرامش را به کودکان القا کنند.

they decorated the nursery with colorful teddies.

آنها اتاق کودک را با خرس‌های عروسکی رنگارنگ تزئین کردند.

she often hugs her teddies when she feels sad.

او اغلب وقتی ناراحت است خرس‌های عروسکی خود را در آغوش می‌گیرد.

he took his teddies on every camping trip.

او خرس‌های عروسکی خود را در هر سفر کمپینگ با خود می‌برد.

they organized a teddy bear picnic in the park.

آنها یک پیک نیک خرس عروسکی در پارک برگزار کردند.

her favorite teddy is the one with a blue bow.

عشق او به خرس عروسکی با روبان آبی است.

teddies are often given as gifts to newborns.

خرس‌های عروسکی اغلب به عنوان هدیه به نوزادان داده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید