teddies for kids
خرسهای عروسکی برای کودکان
cute teddies
خرسهای عروسکی بامزه
teddies collection
کلکسیون خرسهای عروسکی
soft teddies
خرسهای عروسکی نرم
teddies gift
هدیه خرس عروسکی
teddies shop
فروشگاه خرس عروسکی
teddies party
جشن خرس عروسکی
teddies sale
فروش خرس عروسکی
teddies lover
عاشق خرس عروسکی
teddies theme
تم خرس عروسکی
children love to play with their teddies.
کودکان عاشق بازی کردن با خرسهای عروسکی خودشان هستند.
she has a collection of vintage teddies.
او مجموعهای از خرسهای عروسکی قدیمی دارد.
he gave her a teddy for her birthday.
او برای تولدش یک خرس عروسکی به او داد.
teddies can bring comfort to children at night.
خرسهای عروسکی میتوانند در شب آرامش را به کودکان القا کنند.
they decorated the nursery with colorful teddies.
آنها اتاق کودک را با خرسهای عروسکی رنگارنگ تزئین کردند.
she often hugs her teddies when she feels sad.
او اغلب وقتی ناراحت است خرسهای عروسکی خود را در آغوش میگیرد.
he took his teddies on every camping trip.
او خرسهای عروسکی خود را در هر سفر کمپینگ با خود میبرد.
they organized a teddy bear picnic in the park.
آنها یک پیک نیک خرس عروسکی در پارک برگزار کردند.
her favorite teddy is the one with a blue bow.
عشق او به خرس عروسکی با روبان آبی است.
teddies are often given as gifts to newborns.
خرسهای عروسکی اغلب به عنوان هدیه به نوزادان داده میشوند.
teddies for kids
خرسهای عروسکی برای کودکان
cute teddies
خرسهای عروسکی بامزه
teddies collection
کلکسیون خرسهای عروسکی
soft teddies
خرسهای عروسکی نرم
teddies gift
هدیه خرس عروسکی
teddies shop
فروشگاه خرس عروسکی
teddies party
جشن خرس عروسکی
teddies sale
فروش خرس عروسکی
teddies lover
عاشق خرس عروسکی
teddies theme
تم خرس عروسکی
children love to play with their teddies.
کودکان عاشق بازی کردن با خرسهای عروسکی خودشان هستند.
she has a collection of vintage teddies.
او مجموعهای از خرسهای عروسکی قدیمی دارد.
he gave her a teddy for her birthday.
او برای تولدش یک خرس عروسکی به او داد.
teddies can bring comfort to children at night.
خرسهای عروسکی میتوانند در شب آرامش را به کودکان القا کنند.
they decorated the nursery with colorful teddies.
آنها اتاق کودک را با خرسهای عروسکی رنگارنگ تزئین کردند.
she often hugs her teddies when she feels sad.
او اغلب وقتی ناراحت است خرسهای عروسکی خود را در آغوش میگیرد.
he took his teddies on every camping trip.
او خرسهای عروسکی خود را در هر سفر کمپینگ با خود میبرد.
they organized a teddy bear picnic in the park.
آنها یک پیک نیک خرس عروسکی در پارک برگزار کردند.
her favorite teddy is the one with a blue bow.
عشق او به خرس عروسکی با روبان آبی است.
teddies are often given as gifts to newborns.
خرسهای عروسکی اغلب به عنوان هدیه به نوزادان داده میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید