teetered on edge
در آستانه قرار گرفتن
teetered dangerously
به خطر در لبه آویزان شدن
teetered between choices
بین انتخاب ها تعادل نداشت
teetered precariously
به طور نا ایمن تعادل نداشت
teetered on brink
در آستانه قرار گرفتن
teetered ever closer
هر لحظه نزدیکتر میشد
teetered in place
در همان جا تعادل نداشت
teetered with uncertainty
با تردید تعادل نداشت
teetered on tiptoes
روی پنجه پا تعادل نداشت
the child teetered on the edge of the playground slide.
کودک در لبهی سرسرهی پارک تعادل خود را از دست داد.
she teetered between two choices, unsure of which to pick.
او بین دو انتخاب مردد بود و نمیدانست کدام را انتخاب کند.
the tower teetered dangerously in the strong wind.
برج در برابر باد شدید به طور خطرناکی تعادل خود را از دست داد.
he teetered on his bicycle as he learned to ride.
او در حالی که دوچرخهسواری یاد میگرفت، روی دوچرخه تعادل خود را از دست داد.
the balance beam made her teeter as she tried to cross.
تیر سقف باعث شد او در حین تلاش برای عبور تعادل خود را از دست بدهد.
they teetered on the brink of a decision that could change everything.
آنها در آستانه تصمیمی که میتوانست همه چیز را تغییر دهد، تعادل خود را از دست دادند.
the stack of books teetered before finally falling over.
توده کتابها قبل از اینکه سرانجام روی زمین بیفتند، تعادل خود را از دست دادند.
as the boat teetered on the waves, everyone held on tight.
همانطور که قایق روی امواج تعادل خود را از دست میداد، همه محکم چسبیدند.
she teetered on high heels, trying to keep her balance.
او در حالی که روی پاشنه بلند راه میرفت، سعی کرد تعادل خود را حفظ کند.
the negotiations teetered on the edge of collapse.
مذاکرات در آستانه فروپاشی تعادل خود را از دست دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید