teethings

[ایالات متحده]/ˈtiːθɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtiːθɪŋz/

ترجمه

n. فرایند ظهور دندان‌ها
v. عمل رشد دندان‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

teethings pain

درد دندان

teethings relief

تسکین درد دندان

teethings symptoms

علائم درد دندان

teethings gel

ژل دندان

teethings toys

اسباب‌بازی‌های دندان

teethings stage

مرحله درد دندان

teethings discomfort

ناراحتی دندان

teethings process

فرآیند درد دندان

teethings signs

نشانه‌های درد دندان

teethings advice

مشاوره در مورد درد دندان

جملات نمونه

teething can be a difficult time for both babies and parents.

دندان دادن می‌تواند زمان دشواری برای نوزادان و والدین باشد.

many parents use teething rings to soothe their babies' gums.

بسیاری از والدین از حلقه های دندان‌درآوری برای تسکین لثه‌های نوزادان خود استفاده می‌کنند.

teething symptoms can include irritability and drooling.

علائم دندان‌درآوری می‌تواند شامل تحریک‌پذیری و آب‌دهانی باشد.

it's important to monitor your child's teething progress.

نظارت بر روند دندان‌درآوری کودک شما مهم است.

some children experience fever during teething.

برخی از کودکان در هنگام دندان‌درآوری تب می‌کنند.

teething gels can provide temporary relief for sore gums.

ژل‌های دندان‌درآوری می‌توانند تسکین موقتی برای لثه‌های درد داشته باشند.

parents often seek advice on teething remedies.

والدین اغلب به دنبال مشاوره در مورد درمان‌های دندان‌درآوری هستند.

teething usually starts around six months of age.

دندان‌درآوری معمولاً در حدود شش ماهگی شروع می‌شود.

some babies are more sensitive during the teething process.

برخی از نوزادان در طول فرآیند دندان‌درآوری بیشتر حساس هستند.

teething can disrupt a baby's sleep patterns.

دندان‌درآوری می‌تواند الگوهای خواب نوزاد را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید