telecasts

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪkɑːsts/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪkæsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پخش‌های تلویزیونی
v. سوم شخص مفرد از تلکست

عبارات و ترکیب‌ها

live telecasts

پخش زنده

telecasts schedule

برنامه پخش

telecasts rights

حقوق پخش

telecasts lineup

ترکیب پخش

telecasts availability

در دسترس بودن پخش

telecasts coverage

پوشش پخش

telecasts ratings

امتیازات پخش

telecasts format

فرمت پخش

telecasts audience

بینندگان پخش

telecasts feedback

بازخورد پخش

جملات نمونه

the network telecasts the championship game every year.

شبکه هر سال بازی قهرمانی را به صورت زنده پخش می‌کند.

she enjoys watching telecasts of her favorite shows.

او از تماشای پخش برنامه‌های مورد علاقه‌اش لذت می‌برد.

the telecasts of the event reached millions of viewers.

پخش رویداد میلیون‌ها بیننده را جذب کرد.

they often telecast the news at 6 pm.

آنها اغلب اخبار را ساعت 6 بعد از ظهر پخش می‌کنند.

live telecasts can sometimes have technical difficulties.

پخش زنده گاهی اوقات ممکن است مشکلات فنی داشته باشد.

the telecasts include interviews with the players.

پخش‌ها شامل مصاحتی با بازیکنان است.

many people prefer telecasts over recorded shows.

بسیاری از مردم پخش زنده را به جای برنامه‌های ضبط شده ترجیح می‌دهند.

they plan to telecast the award ceremony globally.

آنها قصد دارند مراسم اهدای جوایز را به طور جهانی پخش کنند.

the telecasts are available in multiple languages.

پخش‌ها به چندین زبان در دسترس است.

he works behind the scenes for the telecasts.

او برای پخش‌ها پشت صحنه کار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید