telemessage

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪˌmɛsɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪˌmɛsɪdʒ/

ترجمه

n. پیامی که توسط مخابرات ارسال می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

telemessage service

خدمات پیام رسان

send telemessage

ارسال پیام رسان

receive telemessage

دریافت پیام رسان

telemessage system

سیستم پیام رسان

telemessage alert

هشدار پیام رسان

telemessage delivery

تحویل پیام رسان

telemessage notification

اعلان پیام رسان

telemessage application

برنامه پیام رسان

telemessage platform

پلتفرم پیام رسان

telemessage feature

ویژگی پیام رسان

جملات نمونه

he sent a telemessage to confirm the meeting.

او برای تایید جلسه یک پیام تلفنی ارسال کرد.

receiving a telemessage can be very helpful for urgent updates.

دریافت یک پیام تلفنی می تواند برای دریافت به‌روزرسانی های فوری بسیار مفید باشد.

she prefers to communicate via telemessage rather than email.

او ترجیح می دهد از طریق پیام تلفنی ارتباط برقرار کند تا ایمیل.

the telemessage was delivered right on time.

پیام تلفنی به موقع تحویل داده شد.

he was surprised to receive a telemessage from an old friend.

او از دریافت یک پیام تلفنی از یک دوست قدیمی متعجب شد.

they use telemessage for quick communication in the office.

آنها از پیام تلفنی برای ارتباط سریع در دفتر استفاده می کنند.

sending a telemessage is faster than making a phone call.

ارسال یک پیام تلفنی سریعتر از تلفن کردن است.

she drafted a telemessage to inform the team about the changes.

او یک پیام تلفنی تهیه کرد تا تیم را از تغییرات مطلع کند.

the telemessage system is reliable for important announcements.

سیستم پیام تلفنی برای اعلامیه های مهم قابل اعتماد است.

he received a telemessage that changed his plans for the day.

او یک پیام تلفنی دریافت کرد که برنامه های او را برای آن روز تغییر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید