telephotos

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪfəʊtəʊ/
[بریتانیا]/ˈtɛləˌfoʊtoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به عکاسی از فاصله
n. لنز تله فوتو؛ عکس تله فوتو؛ عکس فکس؛ دستگاه فکس

عبارات و ترکیب‌ها

telephoto lens

لنز تله‌فوتو

telephoto camera

دوربین تله‌فوتی

telephoto shot

عکس تله‌فوتی

telephoto zoom

بزرگنمایی تله‌فوتی

telephoto photography

عکاسی تله‌فوتی

telephoto filter

فیلتر تله‌فوتی

telephoto range

محدوده تله‌فوتی

telephoto effect

اثر تله‌فوتی

telephoto adapter

آداپتور تله‌فوتی

telephoto capability

قابلیت تله‌فوتی

جملات نمونه

he used a telephoto lens to capture the distant mountains.

او از لنز تله‌فوتی برای ثبت کوه‌های دوردست استفاده کرد.

the telephoto feature on my camera allows me to zoom in on wildlife.

ویژگی تله‌فوتی دوربین من به من این امکان را می‌دهد تا روی حیات وحش زوم کنم.

she loves taking portraits with her telephoto lens.

او عاشق گرفتن پرتره با لنز تله‌فوتی خود است.

using a telephoto lens can create beautiful background blur.

استفاده از لنز تله‌فوتی می‌تواند باعث ایجاد محو پس‌زمینه زیبا شود.

the photographer captured the action with his telephoto lens.

عکاس با لنز تله‌فوتی خود اقدام را ثبت کرد.

telephoto lenses are essential for sports photography.

لنزهای تله‌فوتی برای عکاسی ورزشی ضروری هستند.

he invested in a high-quality telephoto lens for his camera.

او برای دوربین خود در یک لنز تله‌فوتی با کیفیت بالا سرمایه‌گذاری کرد.

with a telephoto lens, you can photograph subjects from a distance.

با لنز تله‌فوتی، می‌توانید سوژه‌ها را از راه دور عکاسی کنید.

she captured stunning images of birds using her telephoto lens.

او تصاویر خیره‌کننده ای از پرندگان با استفاده از لنز تله‌فوتی خود گرفت.

the telephoto effect made the city skyline look magnificent.

اثر تله‌فوتی باعث شد خط افق شهر باشکوه به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید