telescreen

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪskriːn/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪskrin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صفحه تلویزیونی یا نمایشگری که برای ارتباط و نظارت استفاده می‌شود؛ صفحه‌ای که عملکردهای تلویزیون و نظارت را ترکیب می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

telescreen broadcast

پخش صفحه نمایش از راه دور

telescreen monitor

مانیتور صفحه نمایش از راه دور

telescreen message

پیام صفحه نمایش از راه دور

telescreen surveillance

نظارت صفحه نمایش از راه دور

telescreen display

نمایش صفحه نمایش از راه دور

telescreen image

تصویر صفحه نمایش از راه دور

telescreen viewing

تماشای صفحه نمایش از راه دور

telescreen technology

فناوری صفحه نمایش از راه دور

telescreen news

اخبار صفحه نمایش از راه دور

telescreen report

گزارش صفحه نمایش از راه دور

جملات نمونه

the telescreen broadcasts news 24/7.

تله‌اسکرین به طور مداوم و ۲۴ ساعته اخبار را پخش می‌کند.

citizens are monitored through the telescreen.

شهروندان از طریق تله‌اسکرین مورد نظارت قرار می‌گیرند.

he turned off the telescreen to enjoy some privacy.

او برای لذت بردن از کمی حریم خصوصی، تله‌اسکرین را خاموش کرد.

the telescreen is a symbol of constant surveillance.

تله‌اسکرین نمادی از نظارت دائمی است.

she often criticized the content shown on the telescreen.

او اغلب محتوای نمایش داده شده در تله‌اسکرین را مورد انتقاد قرار می‌داد.

he felt anxious while speaking in front of the telescreen.

او در حالی که در مقابل تله‌اسکرین صحبت می‌کرد مضطرب احساس کرد.

the telescreen displayed government propaganda.

تله‌اسکرین پروپاگاندا دولتی را نشان می‌داد.

people are conditioned to accept the telescreen's messages.

افراد به گونه‌ای شرطی شده‌اند که پیام‌های تله‌اسکرین را بپذیرند.

she adjusted the volume on the telescreen.

او صدای تله‌اسکرین را تنظیم کرد.

the telescreen's presence was unsettling.

حضور تله‌اسکرین آزاردهنده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید